English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی

فرخی‌های دوگانه‌ی روزگار (1)
در سال‌های آغازین دهه‌ی چهل خورشیدی، زمانی که کتاب دکتر غلامحسین یوسفی را در مورد فرخی سیستانی و زندگی او خواندم، بی‌اختیار به یاد فرخی یزدی و زندگی او افتادم. در آن سن و سال، از زندگی و شعر فرخی یزدی، اطلاعات چندانی نداشتم و حتی برای دانستن بیشتر، چندان کنجکاو هم نبودم. همچنان که کتاب فرخی سیستانی غلامحسین یوسفی را نیز، فقط به علت یک تصادف که در خانه‌ی دوستی آن را دیده‌بودم، خوانده‌بودم. اگر چه نه خواندنی چندان عمیق که بفهمم شاعری در هزار سال پیش، برای گذران زندگی مادی اشراف‌منشانه‌ی خویش، چگونه کلام را در خدمت قالب‌گیری و تأیید دروغ و دغل، به خدمت گرفته‌است. در آن‌سال‌ها نه درک عمیقی از شرایط دوران حکومت غزنویان در ذهن نوجوانانه‌ی من وجود داشت و نه حتی توانسته‌بودم دریافت همه‌جانبه و قابل توضیحی از زندگی فرخی یزدی با همان اندک اطلاعاتی که در اختیارم قرار گرفته‌بود، در ذهن خویش داشته‌باشم. فقط می‌دانستم که زندگی آن‌‌یک پس از راه یافتن به دربار سلطان محمود غزنوی، در ناز و نعمتی فراتر از معمول سپری شده و زندگی این دیگری، به قول باباطاهر، اگر قرص نانی هم داشته، کاملاً آلوده در خون بوده‌است. این یگانگی نام‌ها و دوگانگی سرنوشت‌ها، مدتی چند، همچنان در ذهن من موج‌می‌زد. اما گذشت زمان و دل‌مشغولی‌های زندگی برای من، این موضوع را تقریباً در بوته‌ی فراموشی انداخت. اما اینک، سال‌هایی چند است که همچنان به این دو شاعر می‌اندیشم و منتظر فرصتی بوده‌ام تا به اختصار، نکاتی را که در این زمینه از برخوردها و تجربه‌های زندگی گذشته و حال خویش دارم، در اختیار علاقه‌مندان قراردهم.

[ادبیات] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۲۲:۳۰ ۹۰/۹/۱۸

جمع آوری امضا توسط بسیج دانشجویی در محکومیت سامان آریامن دانشجوی بازداشتی
ماموران اداره اطلاعات خوزستان این دانشجو رایکماه پیش در تاریخ ۱۷ آبانماه در منزل مسکونی خود در اهواز بازداشت کرده و تاکنون خبری از وضعیت او در دسترس نیست.

[حقوق بشر] توسط شهريار | پيام | | Bookmark and Share ۲۳:۵۴ ۹۰/۹/۱۶

جمعه ئی که چارشمبه بود
همسایه‌مون اسا اکبر سلمونی، هر هفته دعوت مجله‌ی «توفیق» (۱) را اجابت می‌کرد. (نمازش قضا می‌شد اما حمام صبح جمعه‌ی او هرگز!)
لنگ خیس حمامش را رو بند رخت حیاط پهن کرد و رو به من گفت که برای «ننه‌ی بچه‌ها»ش ازبازار صفا، «خِریطی» (۲) و «قندرون» (۳) بخرم. (منظورش زنش، «خاور» بود که دور از جون شما، خیلی چپل بود. می‌گفتن:
شبی که رفتن خواسگاری‌ش «می‌ن فیوز» سرتاسر «لین»شون رفته بوده. معلوم نمی‌شد کی وقت زایمونشه. مثه گربه، آسون‌زا بود. دیگه رو چار دیوار اتاق‌شون جای علامت (+)ی که با «چویت» (۴) می‌زدن نبود. (یه بار تو حموم «جرمنی» با دس و پای حنا بسه و کهنه پیچ، زائیده بود)
گوهر محض تعجیل و تشویقم گفت:
دو قرون م مُزِ پاته!

ادامه...

[نوشته‌های رضا ستار دشتی] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۲۲:۵۸ ۹۰/۹/۱۶

بمناسبت بزرگداشت شهدای شانزده‌ی آدز
در این روزهای ۱۶ اذر چه کتک‌ها که از دست نیروهای ارتش و پلیس شاهی نخوردیم زمانی که دانشجو بودیم. یکبارش بقولی همدانی‌ها «کرچ و کبود» شدم. امروز شیندم شاه‌زاده رضا پهلوی اعلامیه صادر کرده و عملیات سرکوب دانشجویان را توسط جانشینان پدرش محکوم کرده است که فی‌النفسه کار پسندیده و درستی است. اما آزادخواه بودن اصولی دارد، مرامی دارد. درست است که ما ترا جناب شاه‌زاده بدلیل کارهای غیرقانونی که پدرت کرده، محکوم نمی‌کنیم بهمان‌سان که کارهای خوب پدر و بزرگت را نه فراموش می‌کنیم و نه بپای تو می‌گزاریم.
اما اگر شما قبول دارید که تحدید آزادی نادرست است و آزادی‌خواهان را بزندان انداختن، مخالف اصول اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر است، حداقل بفرمائید که کارهای این‌چنینی پدران تاج‌دارتان هم نادرست و غیرانسانی بوده است.
داستان یک بام و دو هوا را که حتمن شنیده‌اید، مگرنه؟

[حقوق بشر] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۲۳:۱۵ ۹۰/۹/۱۵

سفارت مجازی آمریکا
لیل ایجاد سفارت مجازی تهران چیست؟
نمایندگی نزد مردم ایران ...

رویدادهای 1979 بخوبی شناخته شده است: انقلاب اسلامی، حمله به سفارت ایالات متحده و گروگان گیری، بارها در فیلمها و نوشته ها تشریح شده است. و در حالی که جهان از این که ما سفارتی را در تهران از دست دادیم آگاهی دارد، آنچه ما در عمل از دست دادیم چیزی به مراتب بیشتر بود. ما روابط با مردم ایران، آگاهی از جامعۀ ایرانی و دسترسی به آن و هزاران مورد تعامل میان شهروندان آمریکایی و ایرانی را از دست دادیم. شک نیست که سوئیس، کشور حافظ منافع ما در تهران در مدیریت مسائل مهم کنسولی و انسانی طی سه دهۀ گذشته، بسیار سودمند و کارساز بوده است، ولی غیبت آمریکا از ایران به این معنا است که ما از فرصت کمی برای رساندن صدای خود به گوش مخاطبان وسیع تری از مردم ایران برخورداریم.

[معرفی وبلاگ/سایت] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۱۸:۳۹ ۹۰/۹/۱۵

خنته‌سوران خودم
پنج شش ساله بودم، اما انگار همین دیروز بود که در حیاط خانه‌مان شاهد ختنه‌سورون خودم شدم. حیاط پر از غلغله‌ی بچه‌ها بود. بزرگترها با کولی‌ها همصدا شده بودند و صدا به صدا نمی‌رسید. ملا احمد روضه‌خوان آمده بود و در وسط حیاط روی صندلی نشسته بود. اوسا اکبر سلمونی ـ مثل قصاب‌ها ـ تیغ‌اش را به کمربند چرمی کهنه‌اش می‌کشید.

ادامه...

[نوشته‌های رضا ستار دشتی] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۱۲:۳۱ ۹۰/۹/۱۴

عین‌القضات، متفکر و عاشق (۱۳)
شخصیت انسان‌ها صرف‌نظر از آن‌که عارف باشند یا عاشق، اهل فلسفه باشند و یا جنگاوری در میدان نبرد، پدیده‌ی پیچیده و مرکبی‌است. این شخصیت، در دروان رشد خویش، از عناصر فکری و رفتاری متفاوتی بهره برمی‌گیرد. اما در بسیاری از انسان‌ها، گاه فقط یک جلوه‌ی فکری خاص در طول زندگی او، نقش فرادست را می‌یابد. در این میان، عین‌القضات که شخصیتی متلاطم از امواج فکر و حس و تپش بوده و یک‌دم، جان جوانش در دایره‌ی هستی آرام نداشته، به خوبی این شخصیت بسیار مرکب را در نوشته‌ها و سروده‌های خود، به نمایش گذاشته‌است. در جایی، انگار حکیم عمرخیام نیشابوری از وجود او سر برآورده‌است. در جایی دیگر، انگار این عارف بزرگ خراسان، احمد غزالی‌است که عمر دوباره کرده و همچون شاخه‌ی درخت توبای زندگی، طراوت دوباره‌ای بازیافته‌است. شگفت آن‌که او گاه در لحظاتی دیگر، نه عمرخیام‌است و نه احمد غزالی بلکه مرد شفاف و زلالی‌است به نام باباطاهر که هنوز هم در سحرگاهان زندگی، از بستر او بوی گُل، همه‌جا را می‌آکَنَد. عین‌القضات، همه‌ی اینان بوده‌است و هیچ یک از اینان نبوده‌است. اگر او شخصیت مرکبی همانند ابوسعید ابی‌الخیر داشت، بی‌تردید می‌توانست توطئه‌ی وزیر پُرکین سلجوقی را نیز از سر بگذراند. اما دریغا که جوانی و بی‌تجربگی او از یک‌سو و کمبود ترکیب وجودیش از خصائلی که ابوسعید ابی‌الخیر داشته، از سوی دیگر، موجب آن‌شده‌است که به دام کسانی بیفتد که بزرگ‌ترین قدرت آنان، قداست ذهن و تلاش در راه گسترش آن بوده‌است.

[ادبیات] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۲۲:۱۰ ۹۰/۹/۱۳

یادی از دوستی که دیگر نیست
اَ گُل بَخجِه، اَ سُمُّل نَخجِه داری
عجب دَسِّه گلی داری میاری
زمینِ سینِمِه کَندَم که بَلکَم
بیاری تَخدِ سینَم گل بکاری
"امین الله رضایی"
از گل باغچه، از سنبل نقشه داری
عجب دسته گلی داری میاری
زمین سینه‌ام را کند که شاید
بیاری روی سینه‌م گل بکاری
دیشب این شعر را که به لهجه‌ی همدانی است در صفحه‌ی «همدانیای دنیا» در فیس‌بوک دیدم. یاد دوست دوران کودکی‌ام افتادم و سراغ‌اش را از گذارنده‌ی آن گرفتم که نشانی از او نداشت.
امین بچه محل ما بود. مدرسه را با هم در دبستان دانش آغاز کردیم. داستان زنده‌گی‌اش در گفت‌وگوی بالا نوشته شده‌است. بله امین نتوانست حتا دبیرستان را تمام کند و دنبال کار به تهران رفت و رابطه‌ی ما قطع شد. در یکی از شب‌های شعر انجمن فرهنگی ایران‌ـ‌آلمان بسال ۱۳۴۷ شاهدپشت تربیون قرارگرفتن‌اش شدم.
امروز لینک بالا را در صفحه‌اش گداشته بود.

[فرهنگ و هنر] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۱۹:۰۹ ۹۰/۹/۱۳

عین‌القضات، متفکر و عاشق (12)
شخصیت انسان‌ها صرف‌نظر از آن‌که عارف باشند یا عاشق، اهل فلسفه باشند و یا جنگاوری در میدان نبرد، پدیده‌ی پیچیده و مرکبی‌است. این شخصیت، در دروان رشد خویش، از عناصر فکری و رفتاری متفاوتی بهره برمی‌گیرد. اما در بسیاری از انسان‌ها، گاه فقط یک جلوه‌ی فکری خاص در طول زندگی او، نقش فرادست را می‌یابد. در این میان، عین‌القضات که شخصیتی متلاطم از امواج فکر و حس و تپش بوده و یک‌دم، جان جوانش در دایره‌ی هستی آرام نداشته، به خوبی این شخصیت بسیار مرکب را در نوشته‌ها و سروده‌های خود، به نمایش گذاشته‌است. در جایی، انگار حکیم عمرخیام نیشابوری از وجود او سر برآورده‌است. در جایی دیگر، انگار این عارف بزرگ خراسان، احمد غزالی‌است که عمر دوباره کرده و همچون شاخه‌ی درخت توبای زندگی، طراوت دوباره‌ای بازیافته‌است. شگفت آن‌که او گاه در لحظاتی دیگر، نه عمرخیام‌است و نه احمد غزالی بلکه مرد شفاف و زلالی‌است به نام باباطاهر که هنوز هم در سحرگاهان زندگی، از بستر او بوی گُل، همه‌جا را می‌آکَنَد. عین‌القضات، همه‌ی اینان بوده‌است و هیچ یک از اینان نبوده‌است. اگر او شخصیت مرکبی همانند ابوسعید ابی‌الخیر داشت، بی‌تردید می‌توانست توطئه‌ی وزیر پُرکین سلجوقی را نیز از سر بگذراند. اما دریغا که جوانی و بی‌تجربگی او از یک‌سو و کمبود ترکیب وجودیش از خصائلی که ابوسعید ابی‌الخیر داشته، از سوی دیگر، موجب آن‌شده‌است که به دام کسانی بیفتد که بزرگ‌ترین قدرت آنان، قداست ذهن و تلاش در راه گسترش آن بوده‌است.

[ادبیات] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۲۲:۵۷ ۹۰/۹/۱۲

یورش به قلب تاریکی
فرهنگ و مـوســــیــقـی مـا: دومین اثر موسیقایی برای تصویر کردن جنایت بشری شهر حلبچه است. پیش از این «شهر خاموش» از ساخته‏های کیهان کلهر راشنیدیم که برای یک ساز کمانچه و گروه سازهای غربی نوشته شده بود و البته فرم آن پوئم سمفونیک نبود. آهنگی بی‏کلام و با فرمی آزاد که شاید بتوان در دسته‏بندی موسیقی‏های نوین و تلفیقی آن را گنجاند.
من ناخواسته دوباره به آن قله پرتاب شدم و این که در آرامش کامل و بدون های و هوی بمب‏های انفجاری، چه فاجعه‏ای رخ داد و اینک موسیقدانی از جنس همان قربانیان، با ملیتی ایرانی، نگاهی جهانی و رویکردی انسانی، تلاش کرده است تاریکی‏های زندگی بشری را با نغمه و نوا نشانه‏گیری کند و سند رسوایی صدام و صدامیان را به شکلی دیگر بر دیدگان جهانیان بنشاند.

[موسیقی] توسط م. آرش | پيام | | Bookmark and Share ۲۲:۰۲ ۹۰/۹/۸

افتتاح تلویزیون زنان و جنبش اشغال وال استریت
تقریبا یک سال طول کشید تا پایگاه اینترنتی و استودیوی آن لاین زنان تی وی راه بیفتد. برای اینکار علاوه بر اجرای مراحل سخت افزاری و نرم افزاری زنان تی وی؛ می باید روی چارچوب نظری؛ چگونگی یک رسانه آلترناتیو فمنیستی و ابداع تکنیک های جدید برای روزنامه نگاری شهروندی کار می شد. ما حاصل این فعالیت ها در برنامه های آتی زنان تی وی نشان خواهیم داد

[زنان] توسط م. آرش | پيام | | Bookmark and Share ۲۱:۵۳ ۹۰/۹/۸

فیروزه بذرافکن: من برای آزادی بیان مبارزه می کنم
آزادی بیان- یک دختر هنرمند دانمارکی- ایرانی با انتشار تصویر برهنه خود از علیاء ماجده المهدی فمنیست مصری حمایت کرده و این اقدام خود را نشانه ای از همبستگی علیه واپس گرایی و انگاره های قالبی سنت گرا خوانده است.

[نگاه] توسط م. آرش | پيام | | Bookmark and Share ۲۲:۴۵ ۹۰/۹/۵

بگذار برقصم: ۲۵ نوامبر روز مبارزه با خشونت علیه زنان
اخبار روز: "بگذار برقصم" روایت داستان هر روزه ی زنان ایرانی است. هیچ زنی نیست که دستکم یکبار یکی از پنج داستانی را که در "بگذار برقصم" به تصویر کشیده شده است، تجربه نکرده باشد. "بگذار برقصم" خواست به حق زنان برای آزادی و برخورداری از زندگی شاد و عادی انسانی را فریاد می کند.

ادامه...

[حقوق بشر] توسط م. آرش | پيام | | Bookmark and Share ۲۲:۲۳ ۹۰/۹/۵

دو ایرانی، دو علیرضا، دو رانده شده از وطن یکی شاهزاده و دیگری، یک جوان معمولی
مسیح علی‌نژاد

عجیب ذهنم مشغول شده و عجیب تر آنکه خودم می دانم هیچ منطقی پشتِ غم ام نیست…….دو ایرانی، دو علیرضا، دو رانده شده از کشور ، هر دو در یک شهر و در یک کشور و در یک غربت زندگی شان تمام می شود. علیرضا پهلوی در بوستن خودکشی می کند، علیرضا صبوری بعد از زخمی شدن در راهپیمایی ۲۵ خرداد در بوستن می میرد. اولی شاهزاده است و دومی جوانی معمولی. برای اولی موج خبری تمام رسانه های تصویری و شنیداری را می گیرد و برای دومی چند سایت معمولی خبررسانی می کنند. در قاموس من اما مادر مادر است خاصه آنکه یکی از این مادران به زیبایی گفته است: هر مادری شازده پسری و شازده دختری دارد…بیخودی و بی دلیل و بی منطق غم ام می گیرد.

[نگاه] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۱۹:۰۳ ۹۰/۹/۳

خاطرات رضا ستار دشتی
آشنائی من با رضا در سوئد و تصادفی آغاز شد. وسیله‌ی آشنائی وبلاگ «عمو اروند» بود و تشنه‌گی رضا بیافتن دوست دوران کودکی و نوجوانی‌اش عبدالطیف کعبی که همدوره‌ای من در دانشکده‌ی حقوق بود. او بدنبال دوست گمشده‌اش به گوگل پناه می‌برد و به یکی از نوشته‌های من برمی‌خورد که در آن یادی از لطیف شده است.
قلم‌اش شیواست و شیرین به شیرینی لهجه‌ی آبادانی‌اش. کم می‌نویسد و کوتاه و نغز تا بقول خودش «حرمت قلم را نشکند.». خاکستر نشین است مانند بیشتر بچه‌های کناره‌ی بهمن‌شیر.
من با اجازه‌ی خودش نوشته‌های پراکنده‌ی او را در اینجا گرد آورده‌ام تا لذتی را که از خواندن آنها می‌برم با شما تقسیم نمایم
اما باقی داستان را از زبان خودش بشنوید
عمو اروند

ادامه...

[نوشته‌های رضا ستار دشتی] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۲۳:۱۸ ۹۰/۹/۲

از میر فطروس به علت حمایت از حمله به ایران، سلب دکترای افتخاری شد
آقای میرفطروس
فهم این نکته ضروری است که ، اعطای مدرک افتخاری بر پایه شرف و لیاقت کسی که مدرک را می گیرد ، بنا شده است. یکی از این ها ( آن گونه که در بند یک آیین نامه ی مربوط به اعطای مدرک دکترای دانشگاه آمریکایی گلوبال قید شده است ) آن است که گیرنده ی دکترای افتخاری ، خود را وقف کوششهای انسانی ، برای استقرار صلح در سراسر جهان کند.در حالیکه شما ، در نامه ی حیرت آور تان ، به سناتور لیندزی گراهام (بگونه ای شرم آور و ناامید کننده ) موافقت خود را با حمله نظامی قدرتهای جهانی ( از جمله آمریکا) به سرزمین پدری خود اعلام کرده اید.

[حقوق بشر] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۱۹:۰۶ ۹۰/۹/۲

اروپا شاخه نظامی حزب الله را در فهرست گروه‌های تروریستی گذاشت
وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا در جریان نشست امروز دوشنبه ۲۲ ژوئیه خود در بروکسل، پایتخت بلژیک، شاخه نظامی حزب الله لبنان را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار دادند.

[جهان] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۴:۱۵ ۹۲/۴/۳۱

آخرين خبرها از کوهنوردان گمشده ايرانی در هيماليا
تيم کوهنوردی باشگاه آرش که برای صعود به قله‌ ۸۰۴۷ متری برودپبک در ارتفاعات هيماليا تلاش می‌کرد، موفق شد از مسيری جديد به نام «ايران» اين قله را فتح کند. اما اعضای اين تيم هنگام بازگشت با گم کردن مسير، مفقود شدند.

[ایران] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۳۸ ۹۲/۴/۳۱

خوشا به حال مصر، ايران و سهم گذشته و حال او در سير تمدن، م. سحر
می‌توان گفت که ما و تمدن مدرن خرده‌حساب گذشته‌مان را با يگديگر تسويه کرده‌ايم و آن عنصر گران‌قدر ايرانی را که در اعصار پيشين پيشکش تحول و سازندگی بشريت کرده بوديم در دوران اخير به شلاق اسلام سياسی و بنيادگرايی خشونت‌ورز و بمب‌گذار و تروريست‌پرور دينی، از او باز پس ستانده‌ايم... اين راز را مصری‌ها فهميدند و اجازه ندادند که تمدن مصر به اين بی‌عدالتی آلوده شود.

[دیدگاه] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۲۱ ۹۲/۴/۳۱

مخالفت ایران با از سرگیری مذاکرات صلح میان اسرائیل و فلسطینی‌ها
یک روز پس از آن‌که نخست‌وزیر اسرائیل گفت از سرگیری مذاکرات با فلسطینی‌ها برای اسرائیل «از اهمیت اساسی راهبردی» برخوردار است، علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی ایران، طرح آغاز گفت‌وگوهای صلح اسرائیلی-فلسطینی را یک «شیطنت جدید» نامید.

[ایران] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۴۲ ۹۲/۴/۳۰

مشکل "ماگروهی"ها با محسن مخملباف...، هادی خرسندی
ماگروهی اين نامۀ سرگشاده را به محسن مخملباف می‌نويسيم ولی برخلاف قواعد دستوری و نامه‌نگاری، به‌هيچ‌وجه او را مخاطب قرار نداده و با صيغۀ سوم شخص غايب، پشت سر او حرف می‌زنيم تا همگان بدانند که ما ديگر به او محل نمی‌گذاريم!

[طنز] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۳۳ ۹۲/۴/۳۰

توبه جنبش سبز
چه خبر است؟ دارند در خلوت خانه های امن از شیخ دلاور توبه می گیرند؟ نگاه هفته این پرسش را در میان می گذاشت و می کوشید برهول و هراس خود غلبه کند.خبرها که مثل همیشه از هزار توی خوفناک سیاست دیر سال جمهوری اسلامی درز می کند، باخود اندوه نابودی بندیان بندهای بویناک و ویرانی جان های شیفته محبوس در خانه های امنیتی رادارد. سر سلسله دراز است و سی وچند سال عمر دارد، از مرجع تقلید آیت اله شریعتمداری شروع می شود، در خانه همه اندیشه ها و گروههای سیاسی و اجتماعی را می زند، و حالا به سه رهبر نمادین جنبش سبز می رسد.

[دیدگاه] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۱۹ ۹۲/۴/۳۰

ستوان کلمبو و داستان های سرگرم کننده
نام ستوان «کلمبو»، با بارانی همیشه چروکیده، سیگار برگ ارزان‌قیمت، ماشین درب و داغان، لهجه شهرستانی و جملات کمابیش نامفهومی که بی‌مهابا بر زبان می‌آورد، در بایگانی خاطرات شیرین بسیاری از ایرانیان مانده است. در خاطر من بیشتر از هر چیز رفتار «قیصرگونه» این کارآگاه لجباز، بی‌باک و کمابیش خل و چل نقش بسته است.

[خاطرات] توسط حکایتهای شهربانو | پيام | | Bookmark and Share ۱۶:۱۷ ۹۲/۴/۲۹

آنها كه مي خندند، هنوز خبر بد را نشنيده اند!!
رياچه اروميه؛ اين مايه حيات، تبديل به سرطاني مي شود كه انگار كسي جدي نمي گيرد. 70 درصد درياچه اروميه خشك شده يعني 70 درصد بدن اين سرزمين را سرطان گرفته است. بستر درياچه اروميه آبستن طوفان هاي نمكي است و در اين ميان عده اي با خبردرماني كشت پسته در حاشيه اين درياچه سر مردم را و به عبارتي سر خود را گرم مي كنند.

[محیط زیست] توسط حکایتهای شهربانو | پيام | | Bookmark and Share ۱۶:۱۴ ۹۲/۴/۲۹

زیباکلام: برای موضع‌گیری دمکراتیک احمدی‌نژاد کسی تره خرد نمی‌کند
صادق زیباکلام تحلیل‌گر سیاسی در گفت‌وگو با دویچه وله به آینده سیاسی احمدی‌نژاد پرداخته است. او می‌گوید: «احمدی‌نژاد درحالی به بازگشایی خانه سینما و مسائل دموکراتیک علاقه نشان می‌دهد که دیگر کسی او را جدی نمی‌گیرد.»

[گفت‌وگو] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۱:۴۵ ۹۲/۴/۲۹

مرگ چنارهای طولانی‌ترین خیابان خاورمیانه
از بین هزاران خیابان در پایتخت، تنها یکی شاه‌رگ حیاتی کلانشهر تهران است: ولیعصر. خیابان محبوب و پرخاطره تهرانی‌ها. خیابانی که یکی از نمادهای منحصربه فرد شهر تهران است. محبوبیت و شهرت ولیعصر تنها به خاطر رستوران‌های معروف، کافه‌های دنج و فروشگاه‌های بزرگ نیست. تنها سینماها و تئاتر‌ها و پاتوق‌های فرهنگی و هنری نیستند که این خیابان را دلپذیر کرده‌اند. حاشیه‌ سبز این خیابان یکی از مهم‌ترین عناصر زیبایی شریان اصلی شهر است؛ چنارهای بلندی که قدم به قدم از راه‌آهن تا تجریش ایستاده‌اند و به رهگذران سلام می‌کنند؛درختانی که روزگارانی لانه هزاران گنجشگ بود.اول گنجشگ ها رفتند و حالا این درختان پر سن و سال در سایه بی‌توجهی مسوولان، آلودگی هوا و آب، کم‌کم خشک می‌شوند و این خشک شدن بهانه‌ای شده تا ارّه شهرداری به جانشان بیفتد.

[محیط زیست] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۱:۵۳ ۹۲/۴/۲۸

وعده‌های سوخته در شام آخر وزیر ارشاد؟
نوشدارو بعد از مرگ سهراب!

[فرهنگ و هنر] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۱:۴۹ ۹۲/۴/۲۸

بازگشت کامبیز حسینی با «پولتیک»
از چند ماه پیش، بحث راه‌اندازی برنامه‌ای ویدیویی با اجرای کامبیز حسینی در ساختمان‌های مشرف به خیابان‌های پنسیلوانیا و کانستیتوشن واشینگتن شنیده می‌شد، تا اینکه بالاخره این خبر در فیسبوک کامبیز منتشر شد:

[رادیو/تلویزیون] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۰۱ ۹۲/۴/۲۸

سفـرِ اورشلیم، کـارِ بُـزرگِ مخملبـاف
مخملباف را تنها نباید گذاشت. او کاری را انجام داده که هر ایرانی آزاده محکوم به انجام آن است. اگر سعادت و امنیّت و آزادی برای ایران، نیز صلح و آرامشی پایدار را برای مردم و ملت‌های خاورمیانه می‌خواهیم، باید همه در راهی گام بگذاریم که او خردمندانه گذاشته است.

[دیدگاه] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۴۹ ۹۲/۴/۲۷

بایکوت دورانی زوال یافته است؛
در بيانيه جديدی که به دفاع از محسن مخلمباف و سفر او به اسرائيل از سوی ده‌ها تن از شهروندان ايرانی و غيرايرانی منتشر شده، آمده است: " گفتمان قهرآمیز و جنگ‌طلبانه میان ایران و اسرائیل نه به سود دو کشور است و نه به سود منطقه ما. اقدام مخملباف به شکلی نمادین و کم‌هزینه بازگوی این خواست تازه است. هر نوع تسهیل روابط فرهنگی میان مردم خاورمیانه به سود فلسطینیان نیز خواهد بود."

[بیانیه] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۳۹ ۹۲/۴/۲۷