English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی

"تدليس حجاريان" از نگاهی ديگر، مجتبی واحدی
بهتر است حجاريان به اين پرسش پاسخ دهد که "آيا او تغييری در اوضاع مشاهده نموده که به جای جلب توجه مجدد مردم به موضوع «هيچ‌کاره بودن رئيس جمهور» به دنبال منحرف نمودن اذهان همه ايرانيان از عامل اصلی نابسامانی‌های کشور - رهبر - به طرف احمدی‌نژاد است؟"

[نقد] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۹:۴۷ ۹۲/۵/۲۵

اخلاق، حقيقت و اينتيليجنسيای اسلامی، سعيد پورعلی راهداری (مهرانشان)
آقای گنجی چگونه می‌شود در مورد وقايع مصر نوشت و حتی کلمه‌ای از جنبش مردم ننوشت؟ آيا اين تحريف تاريخ و حقيقت نيست؟ در مورد حکومت نکبت‌بار اسلامی حرف اين است که تا ولايت دروغ و جنايت بر ايران حاکم است زوال و سقوط ايران ادامه خواهد يافت. انقلاب شوم و نکبت‌باری که شما از آن دفاع می‌نماييد ايران را به ورطه نابودی کشانده است.

[نقد] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۴:۲۵ ۹۲/۴/۲۵

سخنی دوستانه با جناب دکتر عبدالکریم سروش، ف.م.سخن
حال حکومت اسلامی با تبه کاری های خود چهره ی کتاب مقدس مسلمانان را نیز ملوث کرده. دکتر سروش بر خود فرض می داند این آلودگی را به هر صورت که هست پاک کند. دست به دامن عرفان می شود و مولانا و تعابیر جدیدی از قرآن کریم بیرون می کشد. اما این به دست و پا زدنی می ماند که غریق را بیشتر غرق می کند.

[نقد] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۹:۴۴ ۹۲/۴/۲۱

امید دارند عمه‌ من از بقال بپرسد «خمیراک» دارد؟!
معادل‌یابی‌های مضحک فرهنگستان زبان فارسی برای واژه‌های خارجی همچنان دستمایه‌ی طنز است.

[نقد] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۱:۰۳ ۹۲/۴/۱۰

«من یک خر هستم»
ا سلام به مقام رهبری و حضرتعالی رییس جمهور محترم و منتخب مردم
جناب آقای روحانی، ببخشید؛ جناب دکتر! بنده یک خر هستم! نمی‌دانم در این مرزو بوم یک خر چقدر حق دارد؟ آیا حق دارد همانند دیگران برای شما نامه بنویسد یا نه؟ داشته باشد یا نداشته باشد من خر هستم و از حق و حقوق چیزی حالی نیستم!

[نقد] توسط طاهره | پيام | | Bookmark and Share ۱۲:۳۰ ۹۲/۳/۳۱

راستان داستان
من اینجا یک ستون دارم که هر هفته در آن داستان می‌نویسم. ترکیبی از خیال و واقعیت که خمیرمایه‌ی واقعی‌اش را می‌گیرم و با کارآکترها و زمان و مکان آریشش می‌دهم. اینجا قرار نیست برای‌تان قصه‌های سیاسی تعریف کنم هر چند که تعریف‌کردنی‌هایم انگار همه از سیاستی است که مثل یک قصه به تمام زندگی‌مان وارد شده. همچنین، هم اینجا و هم هیچ جای دیگری، نه با خودم و نه هیچ‌کس دیگری قرار ندارم که ستونم را تبدیل به ستاد انتخاباتی کسی بکنم و بجای طنزنویس و داستان‌نویس بشوم بیانیه‌نویس و مبلغ سیاسی. چیزی که امروز می‌نویسم هم یک قصه‌ی سیاسی نیست. سیاستی است که سال‌هاست وارد تمام قصه‌های کودکی و نوجوانی و جوانی ما شده و بهترین روزگارانمان را با خاک یکی کرده...

[نقد] توسط طاهره | پيام | | Bookmark and Share ۸:۰۷ ۹۲/۳/۱۶

دوستان از «راست» می‌رنجد نگارم، چون کنم؟/عبدالکریم سروش
رشته‌های بسیار، گذشته بلند ما را بهم می پیوندد، از هم مدرسه بودن تا هم محلّه بودن تا رفت وآمدهای بسیار در سفر وحضر. آنچه بر این صفحه سپید مرافقت رقم سیاه مفارقت کشید پیوستن تو به ظالمان وحمایت بی‌چون وچرای ایشان بود.این گرایش البته در خون تو بود ،از همان روز که بدنبال دکتر نصر، رییس دفتر فرح، میرفتی همه‌کس میدانست که مقام ومنصبی را طلب وآرزو میکنی، واگر آن تخت وتاج ویران و وارون نمیشد‌ای بسا که اکنون در زمره مقرّبان سلطان بودی وپهلوی پهلَوی می نشستی. اکنون هم به همان راه می‌روی ودرظلّ ولایت سلطان جایر، بخت خودرا می آزمایی واز شوکت ومکنت کام میگیری ودر گوش وجدانت پنبه ناشنوایی وبر چشم ادراکت نقاب نابینایی نهاده یی تا ظلم ظالمانرا نبینی وناله مظلومانرا نشنوی. بی‌جهت نبود که به محفل انصار حزب الله رفتی وپس از آنکه دوست قدیمت را با تهاجمی سبعانه آزردند، تاییدشان کردی وبرخلاف شرط مروّت آبگینه مودّت را شکستی.

[نقد] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۳۰ ۹۲/۱/۱۱

محسن رضایی؛ «عمله» خامنه‌ای
آیا فردی که کمترین پایبندی را به فضایل اخلاقی داشته باشد، این گونه دروغ‌ها و دشنام‌ها و تهمت‌ها را متوجه میرحسین موسوی و مهدی کروبی خواهد کرد؟ آیا کمترین شرافت اخلاقی اجازه می‌دهد که به دو فرد اسیری که مطلقاً امکانی برای دفاع از خود ندارند، چنین اتهام سنگینی وارد ساخت؟ آیا چنین فردی «رجل دینی» و صاحب حداقل‌های اخلاقی لازم برای سمت ریاست جمهوری است؟ این زبان، چه تفاوتی با زبان کیهان شریعتمداری و روح‌الله حسینیان و...دارد؟

[نقد] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۹:۳۵ ۹۱/۱۲/۲۴

پاسخی به آقای سروش درباره ناخدا افضلی
در مقاله‌ای از عبدالکریم سروش که تحت عنوان “عزیزی که جان برایش عزیز نبود” که به تاریخ هشتم اسفند ماه ۱۳۹۱، در وب سایت جنبش راه سبز(جرس) منتشر شده است، در سطر اول پاراگراف پنجم چنین می‌خوانیم: «همچنین وقتی دریادار افضلی به ستاد آمد (و کمی بعد به جرم خیانت به وطن اعدام شد) و......»

[نقد] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۹:۱۷ ۹۱/۱۲/۲۴

نقدی بر «نقد نظریه گفتاری قرآن»
مصحف‌ شدن اتفاقی انقلابی است. تبدیل گفتار به نوشتار گذار از یک ساختار معنا یه ساختار معنای دیگری است. شبکه‌ی دلالت‌های معنایی در سیاق قرآن گفتاری با شبکه‌ی دلالت‌های معنایی در بستر متنی بسته و مدون (مصحف) تفاوت بنیادی دارد. با این همه، «تبدیل» گفتار قرآنی به گفتار نوشتاری کاری مقدس نبود؛ یعنی بخشی از وحی یا رسالت نبوی به شمار نیامد. نه در قرآن دستوری برای آن هست نه در عالم بالا انجام گرفته؛ بل‌که به دست همان آدمیان خطاکار در روی همین زمین و به تدریج در بستر تاریخی و سیاسی و اجتماعی خاصی صورت پذیرفته است. مکتوب شدن قرآن یک اتفاق ممکن (contingent) است؛ یعنی ممکن بود روند رویدادها به گونه‌ای باشد که قرآن مکتوب نشود و مصحف پدیدنیاید و مانند بسیاری از کتاب‌های مقدس قدیم به صورت شفاهی باقی بماند. اگر دعوا بر سر جانشینی پیامبر فرجامی دیگر می‌یافت چه بسا فرایند مصحف‌سازی نیز به راهی دیگر می‌رفت. تصور کنید وحی اسلامی سرنوشت اناجیل را پیدا می‌کرد. اناجیل از آرامی به یونانی ترجمه شدند و اناجیل آرامی با مرگ این زبان از میان رفتند. اگر جریان فتوحات به شکلی دیگر پیش می‌رفت چه بسا ترجمه‌های قرآن جای آن را می‌گرفتند. مصحف «اتفاقی» بود که رخ داد. بر خلاف وحی که مقدس و الهی است، مصحف نامقدس و انسانی است. این بر خلاف دیدگاهِ کلامی است که مادیتِ مصحف را نیز مقدس می‌داند و احکامی فقهی درباره‌ی آن دارد. مادیت مصحف، یعنی کاغذ و جلد و جوهر چاپ، مقدس نیستند.

[نقد] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۲:۰۴ ۹۱/۱۰/۲۴

در قیمومت یک «روشنفکر دینی»
کم کم داشت وقت‌اش می‌گذشت که عبدالکریم سروش خودش را نشان دهد. ولی هیچ نشانه‌ای در افق بحث و فحص‌ها از ظهور او دیده نمی‌شد. ایران در محاصره‌ی اقتصادی‌اش، حساسیتی غیرعادی نسبت به ایرادها از خارج نشان می‌دهد. چنین بود که او فقط بر اثر یک تصادف توانست «خطابیه‌ای» منتشر کند «به نام خدا» و با عنوان «که دل به دست کمان ابرویی‌ست کافرکیش». نام این بیانیه را من «خطابیه» گذاشته‌ام،‌ چون سراپایش در خطاب و عتاب به روشنفکران سکولار و بی‌دین انشا شده است. بهانه‌ی صدور این خطابیه اعتراض او به اعتراضی‌ست که یک هنرمند جوان ایرانی با زبان و اندیشه‌ی خود به ظلمی می‌کند که به نام و با دستاویز حفظ مقدسات به مردم ایران شده و همچنان ادامه دارد.

[نقد] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۲:۰۱ ۹۱/۱۰/۸

نگاهی به ادعای خانم مهشید شریف (فاتحی)
این نوشته پاسخی است به ادعاهای خالی از حقیقت خانم مهشید شریف «فاتحی» در مصاحبه با خانم فرشته قاضی. عین نامه به نشریه‌ی اینترنتی روز آنلاین ارسال شد. اما شوربختانه علی‌رغم اصول روزنامه نگاری از انتشار آن خودداری کردند.

[نقد] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۱۷:۴۰ ۹۰/۱۱/۲۸

در باره برهنگی گلشیفته
مهمترین مساله‌ای که در واکنشهای منفی دیده می‌شد مساله ناموس و پروا بود. به نظرم این، آن بخشی است که فراتر از آموزه‌های نظام است. این پایه‌ی آن آموزه‌ها ست. یعنی نظام فعلی بر مرده‌ریگ چنین تفکراتی است که بنیان نهاده شده است. اساس این ناموس و پروا هم مذهبی نیست. مردسالار است. برای همین ادعای کامنت نویسانی که می‌گویند ما مذهبی نیستیم اما این عکس را هم بی‌پروا می‌دانیم، ادعای معتبری نیست. مذهبی‌بودن در اینجا فرع مساله است. مساله، باورکردن به قدرت انتخاب است. این گوهر دوره‌ای است که تازه آغاز شده و تازه ما داریم ابعاد آن را می‌شناسیم. با بی‌پروایی فردهای فردیت یافته‌ای که توان ایستادگی در برابر چنین پرواطلبانی دارند.

[نقد] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۱۹:۵۹ ۹۰/۱۰/۲۸

امام محمد غزالی: کشف جدید عبدلکریم سروش . مهدی مظفری
اخبار روز: آقای سروش مثل دیگر کسانی که به اصلاح طلب و ملی مذهبی معروف شده اند سعی میکند برای اصلاح طلبی اسلامی سند هویت بسازد که ما تنها نیستیم و اندیشمندانی چون ارکون و ابوزید و فلان و بهمان هم اصلاح طلب اسلامی بودند. برای اینکه اصلاح طلبی اسلامی ریشه ی تاریخی محکمی پیدا کند و از حد ماجراجویی مثل سید جمال الدین اسدآبادی افغانی حسینی بالاتر برود ...

[نقد] توسط م. آرش | پيام | | Bookmark and Share ۲۱:۱۸ ۹۰/۹/۲۲