English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


چگونه معلم شدم
[خاطرات] آن زمانها که ما درس می خواندیم ، بعد ازکلاس نهم انتخاب رشته می کردیم ( طبیعی ، ادبی ، ریاضی ) و من دلم می خواست رشته ادبی بخوانم . اولین کسی که با خواسته ام مخالفت کرد مادرم بود او برای مخالفتش دو دلیل داشت یکی این که در دبیرستانی که من درس می خواندم رشته ادبی نبود و برای تحصیل در این رشته بایستی در دبیرستان ایراندخت که آن روزها به علت آرایش کردن دانش آموزانش در مدرسه خوش نامی اش را از دست داده بود و مردم می گفتند که دخترها داخل مدرسه و دور از چشم اولیایشان ماتیک می زنند و دختری که آنجا درس بخواند فاسد می شود . دلیل دیگر این که می گفت : مثل آدم طبیعی رشته طبیعی بخوان . ادبی دیگر چیست . هر کس ادبی بخواند یا خودکشی می کند و یا مجنون می شود


اضافه شده توسط مینو | ۹:۴۲ ۸۵/۷/۱۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر