English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


داستان مبارزه با بد حجابی / وبلاگ سعید شنبه‌زاده
[خاطرات] مو که دانش آموز بسیار بی انضباطی بودم از نظر مدیر مدرسه و زیاد هم در قید بند دانشگاه نبودم و تقریبا هر دو روزی یکبار بعد از تعطیل شدن از مدرسه دعوا مرافه بپا میکردم .برام زیاد مهم نبود که انجمن اسلامی چه کشکیه ،اما به ناظم مدرسه احترام میذاشتم.


اضافه شده توسط آشیل | ۱۰:۱۴ ۸۶/۲/۱۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر