English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


خواندنی از جنس حماسه / همشهری
[موسیقی] هشت شهريور امسال با چهارمين سال درگذشت زنده‌ياد فرهاد مهراد همزمان است. اين يادداشت گذری كوتاه است بر زندگی و سبك آن زنده‌یاد در موسيقی پاپ.

فرهاد را بسياري با كار جاودانه‌اش كه درباره پيامبر اكرم(ص) ساخته و اجرا كرده بود به ياد دارند. كار متفاوت، با صلابت و محكم كه روح حماسه و معنا در آن موج مي‌زند.

در عرصه هنر موسيقي هنرمند همواره سه عنصر انتخاب شعر مناسب، موسيقي هماهنگ و اجراي خوب اثري زيبا خلق نموده، اما فرهاد از اين نيز فراتر رفته بود.

عامل ارزشمندي كار ايشان در اين بود كه خود في‌نفسه انساني والا و ارجمند و جايگاهي به مراتب بالاتر از هنرش داشت.

آري فرهاد اين‌گونه بود و ماند چه در دوران فعاليتش قبل از انقلاب و عدم تمايل به ورود به جريانات سياسي و چه در سال‌هاي سكوت و ركود موسيقي بعد از انقلاب و تا شروع مجدد و فعاليت در سال‌هاي اخير و عدم مهاجرت به آن سوي مرزها.

هنر فرهاد عاري از تقليد، تكرار و روزمرگي بود. خود و هنرش از ابتذالي كه در بطن هنر دوران قبل از انقلاب بود، مصون ماند.

او به موسيقي در مقابل و سبك‌هاي متداول آن روز كه از راديو و تلويزيون ارايه مي‌شد ارزش و حيات دوباره‌اي داد.

بي‌شك سنگ بناي فرهنگ و هنر هر كشور را چنين افرادي تشكيل مي‌دهند و موجب دوام و استواري آن نيز هستند.

سؤال اينجاست چرا بعد از انقلاب از هنر او استقبال نشده و به انزوا فرو رفت؟ او روايتگر تاريخ سياه عصر پهلوي بود، مانند هفته خاكستري:

شنبه روز بدي بود روز بي‌حوصلگي / وقت خوبي كه مي‌شد غزلي تازه بگي...

از انسان بي‌هويت شده آن روزگار سخن مي‌گفت:

غروب سه‌شنبه خاكستري بود / همه انگار نوك كوه رفته بودن / به خودم هي زدم از اينجا برو / اما موش خورده شناسنامه من

و خوشبختي كاذب زندگي در آن دوران را به نقد مي‌كشيد و در جايي تداعي‌گر مراسم جشن برندگان بليت‌هاي بخت‌آزمايي بود.

عصر چهارشنبه من / عصر خوشبختي ما / فصل گنديدن من / فصل جون سختي ما ...

فرهاد در آثار خود هميشه شعر و موسيقي را به دنبال خود مي‌كشيد، قوام مي‌بخشيد و ارزش مي‌داد و جاودانه مي‌ساخت.

حتي پس از مرگ هم در گوشه گورستان پرلاشز با بزرگاني چون مارسل روست- جيمز موريسون- ساعدي و هدايت در دل سرد خاك آرام گرفت.

يكي از مشخصه‌هاي هنر آرماني حركت كردن در فراسوي پيشي گرفتن از زمان خلق خود است و اين خود راز ماندگاري هنر است و ترانه‌هاي فرهاد داراي چنين ويژگي است.

چه ترانه‌هايي كه او در دهه‌هاي 40 و 50 اجرا كرده و هنوز مورد علاقه نسل‌هاي بعد از خود است (حتي نسل حاضر) خصوصاً جوانان با توجه به فاصله زماني كه با خالق اثر داشته و خالي بودن ذهن آنان از اين هنرمند و نداشتن خاطره‌اي از او، كه خود عامل تعلق خاطره و پيوستگي است، با علاقه به كارهاي او گوش فرا مي‌دهند، زمزمه‌اش مي‌كنند و به خاطر مي‌سپارند و اين خود يعني هنري بدون تاريخ مصرف، ناب، كه فضا و زمان را درنورديده و آوانگارد و پيشرو است.

در بحبوحه انقلاب بر خلاف ديگر هنرمندان عرصه موسيقي از هجرت به ديار غربت و ترك وطن دوري جست، در ايران ماند و حتي به نشانه همراهي با مردم و انقلاب ترانه وحدت را خواند:

الملك يبقي مع‌الكفر/ ولا يبقي مع الظلم

والا پيام‌دار محمد / گفتي كه يك ديار / هرگز به ظلم و جور نمي‌ماند بر پا و استوار هرگز، هرگز ...

و در ادامه اثر ماندگار ديگري به نام شهيدان شهر را خواند كه خود نوعي وفاداري به جامعه و انقلاب بود.

ترانه وحدت را شايد بتوان جزء بهترين آثاري كه ريشه در مسايل اعتقادي و ديني دارد به‌شمار آورد كه بسان سرودي انقلابي بر سر زبان‌ها مي‌گشت و رواج يافت و باز اين سؤال مطرح است چرا با بي‌مهري از سوي ارباب هنر مواجه شد.

وي در سال‌هاي پاياني حكومت پهلوي به خاطر همين ترانه‌ها از فعاليت هنري منع شد و به همين سبب به كشور انگليس مهاجرت نمود و برنامه‌هايي را اجرا نمود اما در آستانه انقلاب به ايران بازگشت و بعد از جمعه خونين هفده شهريور ترانه- جمعه- را با تنظيم دوباره منفردزاده بازخواني مي‌كند.

فرهاد علاوه بر آواز در عرصه نوازندگي هنرمندي چيره‌دست بود و سازهاي گيتار و پيانو را به‌خوبي مي‌نواخت. او حتي زندان را به جان خريد اما تن و جان را به ابتذال نداد.

عصيان موجود در آثارش نفس آدمي را بند مي‌آورد. چه در آثار قبل از انقلاب و يا بعد از آن متفاوت از ديگران ظاهر شد حتي اگر عاشقانه مي‌خواند در انتخاب موسيقي، ساختار شعر و محتوا و اجراء تاثيرش بر مخاطب متفاوت از ديگران ظاهر شد، مبدع بود نه مقلد و آثاري را ساخت كه قبلاً ارايه نشده بود و دور از تكرار بود.

به گفته پوران گلفام همسر فرهاد (روزنامه اعتماد) در مصاحبه‌اي: ... فرهاد داراي حالتي جدي، محكم و خشم‌آلودي بود. تلخ مي‌خواند اما ذليل نمي‌خواند. ضجه نمي‌زد،‌ فرياد مي‌زد و از كسي تقليد نمي‌كرد. يادش گرامي باد.

اضافه شده توسط ایران | ۹:۴۱ ۸۵/۶/۱۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر