| دکتراى صلواتى و روياى دانشگاه حوزوى/کارآن لاین | ||
| [سیاسی] حوزه به رهبرى روحانيون سنتى هنوز خواب دانشگاه حوزوى را مىبيند. روحانيت با علم به اينکه در اين سه دهه از اعتبارش به شدت در ميان جوانان کاسته شده است، با ايستادن در پشت مريدان غير روحانى تلاش مجددى را براى تسخير دانشگاهها آغاز کرده است. ادبياتى که احمدى نژاد براى بيان نظرات خود استفاده مىکند، بازگويى نظراتى کهنه، در يک بستهبندى جديد است. شعار پيوند دادن حوزه و دانشگاه اگر چه يک بار به شکست انجاميد، ولى وى به عنوان کسى که در زير حمايت حوزه نه تنها صاحب دکتراى صلواتى شده است بلکه بالاترين مقام اجرايى کشور را نيز در دست دارد، وظيفه خويش مىداند اين پروژه شکستخورده را با شيوهاى ديگر دوباره عملياتى سازد. در شرايطى که انديشه سکولار هر چه بيشتر در دانشگاه تقويت ميشود و حتى دانشجويان مذهبى نيز از نفوذ روزافزون اين گرايش بىنصيب نمىمانند، موعظههاى کسى که براى جماعت دانشجو نه يک وزنه علمى محسوب مىشود و نه مىتوان بر روى دانش سياسى وى حسابى باز کرد، از اثربخشى چندانى برخوردار نخواهد بود. در اين اواخر حکومت و گماردگان آنها در دانشگاهها دست به انحلال تعدادى از انجمنهاى اسلامى زدهاند شايد، با اين تصور که عدهاى غير مذهبى اين انجمنها را از مسير خود منحرف کردهاند. درک اين مسئله برايشان بسى دشوار است که باور کنند در زمينى که بهزعم خودشان تخم مذهب کاشتهاند، پس از سالها نه تنها از مکتبىهايى که حزب را فقط حزبالله ميدانستند، خبرى نيست، بلکه سکولاريزم روئيده است. گرايش به سکولاريزم بسيارى از مذهبىها را به سمت خود کشيده است و اين آتشى را که به پنبه افتاده و روند پيشروی آن را که از دانشگاه تا حتى خود حوزه علميه ريشه دوانده است، نمى توان با موعظه و يا حتى بگيروببند متوقف کرد. محسن کديور به عنوان يک روحانى برخاسته از حوزه، اسلام را منافى سکولاريزم نمىداند و اکبر گنجى روشنفکر مذهبى به شدت از آن دفاع مىکند. امروز ديگر در دفاع از جدايى دين از حکومت دانشجوى مذهبى و غير مذهبى با هم اشتراک نظر دارند و نمىتوان آنها را از اين نظر از يکديگر تفکيک کرد. اگر در ساليان پيش از انقلاب فرهنگى مىتوانستند به روشنى صف بندیهاى فکرى دانشجويان را در تشکلهاى متعدد خود مثل دانشجويان پيشگام، دانشجويان مسلمان، انجمنهاى اسلامى و غيره مشاهده کنند و تيغ تصفيه را به حرکت درآورند، امروز با انبوهى از دانشجويانى که بىمارک و نشان، سکولار هستند، مواجه شدهاند که تنها ميتوانند تک تک و موردى آنها را تصفيه کنند. در ميان اين دانشجويان، سکولاريزم ضد دين معنى نمىشود و کمتر کسى اين ترجمه غلط از سکولاريزم را باور مىکند. انديشه در فضا جاريست و نميتوان آن را تصفيه کرد. امروز وقتى احمدى نژاد در سخنان خود مىگويد که دانشگاه بايد ليبراليسم و سکولاريسم را از خود براند، با علم به از کار افتادن سلاح ترجمه دروغ از سکولاريزم راه ديگرى را براى مقابله برگزيده است، تلاش وى براى استفاده از انتقاداتى از نوع چپ و مخلوط کردن آن با منظور واقعىاش، تلاشى براى خوراندن اين مفهوم به دانشجويان است، تلاشى که به نظر نمىرسد حداقل در قشر دانشجو توهمى ايجاد کند. برنامههاى تبليغاتى و مارکتينگ او بيشتر بخشهاى زيرين جامعه را هدف دارد. انتقادات احمدىنژاد از ليبراليسم نه از ديد يک منتقد چپ صورت ميگيرد بلکه منظورش ترويج متافيزيک و اعتقاداتى از نوع همان هاله نور و کمکهاى غيبى است. اشتباه بزرگى است اگر وى را در کنار منتقدان ليبراليسم جاى دهيم. او منتقد نيست بلکه منکر همه دستاوردهاى علمى است. تلاش دولت احمدىنژاد از روز نخست روى کار آمدن وى بهطور مستمر و پيگير براى طرح حوزوى کردن دانشگاهها ادامه دارد. طرحى که يک بار بعد از انقلاب فرهنگى آغاز شد و به شکست انجاميد و تلاش دولت جديد بازگشت و ادامه همان طرح با شيوههاى نوين است. اتفاقى نيست که براى نخستين بار رياست دانشگاه تهران را به يک حوزوى وا مىنهند و با وجود اعتراض دانشجويان از اين تصميم عقب نمىنشينند. اگر به گفتههاى تعدادى ديگر از متوليانى که حکومت بر دانشگاه گمارده است نگاهى کنيم متوجه مىشويم که آنها نيز با وجود اينکه روحانى نيستند ولى به همان سبک و سياق سخن مىگويند و چه بسا گامى نيز فراتر مىروند.اگر به سخنان متولى دانشگاه اصفهان توجه کنيد اين را به روشنى در مىيابيد. وى به زبانى ساده اهداف دراز مدت دولت احمدىنژاد را از پس پرده عيان کرده است. رئيس جديد دانشگاه اصفهان خطاب به دانشجويان: من به عنوان رييس دانشگاه آمدهام که هيات درست کنم، آمدهام هيات سينهزنى درست کنم، قرار است نماز راه بيندازم، قرار است کانون قرآن راه بيندازم، آمدهام که مجلس هفتگى روضه زنانه در دانشگاه راه بيندازم، آمدهام نوحهگر در دانشگاه تربيت کنم. انديشه استيلاى حوزه بر دانشگاه با اينکه از همان نخست، فکر بسيارى از روحانيون بلندپايه حوزه را به خود مشغول کرده بود ولى هرگز در ابتداى کار انقلاب به روشنى و شفاف بيان نمىشد، حتى در نخستين روز بازگشايى دانشگاهها در مهرماه ۵۷ در پيامى از طرف آيتالله خمينى، طالقانى، منتظرى و مهندس بازرگان با تجليل فراوان از زحمات و جانفشانىهاى استادان و دانشجويان براى به ثمر رسيدن انقلاب، به نيکى از آنها تجليل ميشود. اما درست يک سال و اندى بعد آيتالله خمينى در پيام نوروزى خود چنين ميگويد (بايد انقلابى اساسى در تمام دانشگاههاى سراسر ايران به وجود آيد تا اساتيدى که در ارتباط با شرق و غربند تصفيه گردند و دانشگاه محيط سالمى شود براى تدريس علوم اسلامى.) جلالالدين فارسى درکتاب زواياى تاريخ در صفحه ۵۴ در اين مورد مىنويسد: وقتى اولين جلسه شوراى انقلاب فرهنگى با حضور امام ( ره) و رئيس جمهور،نخست وزير، وزير فرهنگ و آموزش عالى و اعضاء ستاد تشکيل شد امام ( ره) بر همان معيارهاى سابق ناکيد کرده با نهايت صلابت فرمودند که اعضاء و طرفداران تمام گروهها را نه به دانشگاه بپذيريم و نه بگذاريم ادامه تحصيل بدهند.*١ فاجعه.انقلاب فرهنگى در تداوم شعار پيوند حوزه و دانشگاه شکل گرفت، شعارى که مفهوم ظاهرى آن همزيستى و همکارى حوزه و دانشگاه بود که به خودى خود مى توانست امر مثبتى باشد، اما در واقع سوار شدن حوزه بر گرده دانشگاه معنى يافت. اين پيوند نا ميمون در واقع تلاش حوزه براى تصاحب دانشگاهها و در پى آن تصاحب مغز و روح استادان و دانشجويان بود. حمله بىرحمانه حوزه به دانشگاه زير نام انقلاب فرهنگى منجر به اخراج هزاران استاد و دانشجو شد و در مقابل اخراج مخالفين، هزاران معتقد به نظام اسلامى را بدون کنکور سراسرى به شکل دادن سهميه مخصوص وارد دانشگاه کرد، تا از دانشگاه حوزه علميه ساخته شود. بسيارى از کسانى که امروز ملقب به دکتر و مهندس هستند و در قدرت حاکم نيز دستى دارند، با استفاده از همان سهميهها وارد دانشگاه شدند و حتى بسيارى از واحدهاى درسى را بدون آنکه در کلاس حاضر باشند به بهانه حضور در جبهه طى کردند. دکترهايى مثل احمدىنژاد از فارغالتحصيلان همين دانشگاه صلواتى هستند. کسانى مثل محسن رضايى و بسيارى ديگر که در جبهه درگير جنگ با عراق بودند و فرصت حضور در کلاسهاى درس را نداشتند به عنوان پاداش تلاشهايى که در جبهه انجام دادند، مفتخر به تيترهاى صلواتى دکترا و غيره شدند. تحقير اين افراد در جامعه دانشجويى پس از جنگ موجب پيدايش عقدههايى در اين افراد شد که عدهاى هنوز آن عقدهها را با خود حمل مىکنند. (اين دانشگاه هر کس را که بخواهد به عنوان دانشجو بدون امتحان مىپذيرد و هرکس را که بخواهد و يا توصيهنامه داشته باشد به عنوان دانشجوى فوق ليسانس بدون امتحان مىپذيرد و برخى از تاييدشدههاى ديگر سران و باندهاى مافياى نظامى - مالى را به عنوان دانشجوى دکترا مىپذيرد و بعد ﺁنان را به عنوان دکتر و مدرس دانشگاه به استخدام خود در مىﺁورد.دانشجويان انتخابى دانشگاههاى دولتى به خصوص در دانشگاه تربيت مدرس و دانشگاه امام صادق و دانشگاه امام حسين و... نيز و معرفى شده تا مقاطع بالا پذيرفته مىشوند تا بعد، ازﺁنها به عنوان مدرس استفاده کنند) * برنامه پيوند حوزه و دانشگاه از همان روز نخست به ضرب چماق و دشنه وزنجير و زندان و اخراج و حتى گلوله براى مدتى ظاهراً تحقق يافت. خشونتى که براى تسخير دانشگاهها بهکار رفت از حد چنان بيرون بود که خشونتى که در ١۶ آذر ١٣٣٢ اعمال شد، اساساً قابل مقايسه نيست. شايد روزى بتوان آمار دقيقى از کشتهشدگان حمله به دانشگاهها در انقلاب فرهنگى تهيه کرد، اما بر طبق آمارى که موجود است در اين روز بيش از ٢٠٠٠ نفر زخمى و بيش از ٢٠ کشته بر جا ماند، که بيشترين کشتهها مربوط به دانشگاههاى گيلان و جندى شاپور اهواز است.در دانشگاه گيلان نيروهاى سپاه پاسداران دانشجويان را موقع فرار از دانشگاه به ضرب گلوله از پاى در مىآوردند و در اهواز تا مدتى پس از حمله اجساد تنى چند از دانشجويان بر کارون شناور بود. حوزه به هر قيمت مى خواست رقيب و دشمن ديرينه يعنى دانشگاه را مطيع و گوش به فرمان کند، پس از اين کشتار تصفيه بزرگ آغاز شد و هزاران نفر به خاطر اعتقاداتشان از تحصيل محروم شدند، تا دانشگاه اسلامى شود. سهميهایها و طرفداران حوزه، دانشگاهها را اشغال کردند و اين مکان کسب علم به طور انحصارى در اختيار طرفداران حکومت اسلامى قرار گرفت. بساط دفتر هاى دانشجويى غير حکومتى به کلى بسته شد و انجمنهاى اسلامى و سپس جهاد دانشگاهى و بسيج جايگزين شدند. حوزه در اين انديشه بود که با اين حرکت نه تنها از شر اعتراضات دانشجويى در امان خواهد بود بلکه مىتواند از اين نيرو در جهت اهداف خود بهترين استفاده را کند. تصور حوزه به مطيع کردن دانشگاه به طور برگشتناپذير اگر چه ممکن نشد ولى تا مدتها دانشگاه حداقل به شکل ظاهرى در اطاعت حوزه در آمد و عرصه بر دگرانديشان تنگ و تنگتر شد. حوزه توانست با قدرت ظاهراً دانشگاه را به تصرف درآورد ولى در خفا دانشگاه ميل به استقلال خود را حفظ مىکرد. طبرزدى نماينده انجمن اسلامى و سپس يکى از اعضاء شوراى مرکزى تحکيم وحدت در آن دوره ادعاى نماينده دانشجويان پيشگام ايران، ف-تابان را دال بر انحصارطلبى انجمن هاى اسلامى شديداً رد مىکرد. سرنوشت اين هر دو که در مناظرهاى در مقابل هم قرار گرفته بودند، نشان از درستى ادعاى آن روز ف- تابان داشت. مسئلهاى که طبرزدى بعدها به درستى آن پى برد و خودش در اين باره چنين مىگويد: من در اواخر سال ١٣۵٨ به عنوان نمايندهى انجمن اسلامى دانشجويان محل تحصيلم وارد دفتر تحكيم وحدت شدم و به عضويت شوراى عمومى آن دفتر درآمدم. دوران ورودم به دفتر تحكيم با بحث راهاندازى انقلاب فرهنگى همزمان شده بود و به صورت طبيعى در بستر اين حركت اشتباه قرار گرفتم كه بعداً در مورد آن توضيح خواهم داد. با به راه افتادن انقلاب به اصطلاح فرهنگى (يا بهتر بگويم تصفيهى مخالفين از دانشگاه) و در اواخر سال ١٣۵۹، فراكسيونى از چند انجمن اسلامى به وجود آمد كه من از اعضاى فعال آن فراكسيون (كه فراكسيون اقليت بود) بودم. *٣ اما دانشگاه براى اينکه تبديل به حوزه شود به جز ظاهرى اسلامى محتاج کنار نهادن علم و ترويج و آموزش متافيزيک و علوم حوزوى بود، به عبارتى براى عملى شدن اين پيوند يا دانشگاه بايد تبديل به حوزه و يا حوزه تبديل به دانشگاه مىشد. اما دانشگاه به راه و روش خود با وجود تغييرات ظاهرى ادامه داد و حوزه نتوانست در اين عرصه دانشگاه را متغير کند. دانشگاه با خصوصيات منحصر به فرد خود مثل جوانى و پرسشگرى، با اينکه چندى لباس عاريتى حوزه را پوشيد ولى به راه خود رفت، نه تنها به راه خود رفت، بلکه هزاران برگزيده حوزه را که به دقت از ميان معتقدان انتخاب شده بودند، همراه خود برد. عقبنشينى گام به گام حوزه از دانشگاه در دهه هفتاد سرعت بيشترى مىگيرد. مجيد فراهانى عضو سابق دفتر تحکيم وحدت و از فعالين جوانان جبهه مشارکت دهه ۷٠ را اين طور تعريف مىکند: «اگر در دهه شصت شاهد غلبه جريان چپ، بهخصوص در جنبش دانشجويى بوديم، در دهه هفتاد شاهد تغيير پارادايم عدالت به آزادى بوديم. در دهه شصت بيانيههاى جنبش دانشجويى مملو از ادبيات چپ، جنگ فقر و غنا و ادبيات عدالتخواهانه بود كه در دهه هفتاد ريزش كرد. در دهه شصت نقد جنبش دانشجويى در قالب الگوهاى اقتصادى از منظر چپگرايانه انجام میشد، اما از ابتداى دهه هفتاد به مرور فضاى بيانيهها و انتقادات به سمت ديدگاههاى آزادیخواهانه، فردگرايانه و ليبراليسم به معنى سياسى آن تبديل شد.».*۴ دهه هفتاد در عين حال دهه بازگشت مردم به زندگى بدون جنگ نيز بود، دورانى که به نسبت دهه قبل آزادى عمل بيشترى فراهم شد. گفتنى است که در اين دهه اجازه تاسيس ويدئوکلوپ که تا آن زمان ممنوع بود و تنها به صورت غير قانونى وجود داشت، نخست به رزمندگان و مجروحان جنگ داده شد. گسترش برخى از آزاديهاى اجتماعى و در کنار آن امکان چاپ نشريات محلى و دانشجويى روند ناگزيرى بود که حاکميت بدان تن داد و از اين بابت نمىتوان مدالى بر سينه حاکمى نشاند ولى روحانيت براى حفظ اقتدار خود با ايجاد شبکههاى مخوف امنيتى تلاش کرد مخالفين را شناسايى کند تا در زمان لازم ضربه نهايى را وارد آورد. وقوع قتلهاى زنجيرهاى در دهه هفتاد که به وسيله سازمان امنيت حکومت صورت مىگرفت، نشانه تصميم و برنامهريزى از پيش است و تصميمى آنى نبوده است. انتصاب اشخاصى با صفت مکتبى لازم ولى کافى نبود و به انسان متخصص نيز احتياج روزافزونى پيدا شد، اينجا بود که کنترل اين اشخاص و زير نظر بودنشان براى حکومت اهميت پيدا مىکرد، اما چيزى که از آن غافل ماندند، نفوذ آدمهاى غير مکتبى نبود بلکه تغيير عقيده بسيارى از مکتبى هاى سابق بود. بسيارى که در عمل و گفتار و کردار خود را مکتبى مىدانستند و عمبقاً بدان معتقد بودند بهتدريج راه خود از حکومت جدا کردند و در همه زمينه ها با تحول فکرى مواجه شدند. بسيارى از همان دانشجويان سهميهاى در اين فضا تحصيل کردند و بسيارى از نظر فکرى متحول شدند. پسربچهاى که در حالت روحى روانى جبهه جنگ امام زمان را سوار بر اسب مىبيند و با کليد بهشت بر گردن، روى ميدان مين مىدويد، در دانشگاه درگير مباحثى مىشود که بر بسيارى از باورهايش خط بطلان مىکشد. اين تغيير در همه زواياى فکرى نخست وى را با بحران هويت روبرو مىسازد ولى دير زمانى نمىگذرد که به عنوان مخالف و منتقد وضع موجود پيشتاز مىگردد. اين گرايش نخست با استفاده از اهرمهايى که خود حکومت پيش از اين در اختيار وى نهاده بود بناى مخالفخوانى مىنهد و مخالفان خاموش در پشت آنها موضع مىگيرند. اعتراض به تعطيلى روزنامه سلام به رهبرى کسانى صورت مىگيرد که تا پيش از اين وابستگان قدرت محسوب مىشدند. ديوارى که حکومت با طيفى از وابستگان خود در دانشگاهها ايجاد کرده بود شروع به ريزش مىکند و در پشت خود جريانى را که از بيخ و بن مخالف حکومت بوده و هست را نيز به حرکت وا مىدارد. اتفاقى که پس از ١٨ تير و شورش گسترده دانشجويان رخ داد از نفوذ حکومت در دانشگاه به شکل چشمگيرى مىکاهد تا حدى که به جز تعدادى اندک آن هم به دلايلى کمتر اعتقادى، کسى ديگر از آنها حمايت نمىکند. حوزه به رهبرى روحانيون سنتى هنوز خواب دانشگاه حوزوى را مىبيند. روحانيت با علم به اينکه در اين سه دهه از اعتبارش به شدت در ميان جوانان کاسته شده است، با ايستادن در پشت مريدان غير روحانى تلاش مجددى را براى تسخير دانشگاهها آغاز کرده است. بگير و ببند و احضار دانشجويان با شدتى روزافزون فضاى دانشگاه را نظامى کرده و تلاش همهجانبه حکومت براى بستن زبانهاى معترض با تهديد به بازداشتن از تحصيل و جزاى نقدى و زندان ادامه دارد. چيزى که روحانيت سنتى و کارگزارانش به آن پى نبردهاند، رازيست که دانشگاه را از پس همه اين سالها و با وجود تمامى امکانات براى حکومت، همچنان پيشتاز جنبش آزاديخواهى مردم ايران حفظ کرده است. ناکامى تلاش روحانيت در حوزوى کردن دانشگاه اگر در سالهاى اقتدار حوزه پيش نرفت، بعيد است که در دوران حضيض حوزه در ميان افکار عمومى توفيقى بيابد. شرايط امروزى که حوزه براى تصرف گام به گام دانشگاه برگزيده است، حرکت در ميدان مينى است که دير يا زود با انفجارى از خود عکسالعمل نشان خواهد داد. به زودى سال تحصيلى ٨۵-٨۶ در شرايطى آغاز خواهد شد که دورنماى سياسى، اجتماعى و اقتصادى تيرهاى در مقابل جوانان قرار دارد. با وجود تبليغات حيرتآورى که عموماً بر پايه دروغهاى بزرگ طراحى شده است، اميد به آينده در ميان نسل جوان در حال نزول است. همه اين شرايط در سال تحصيلى جديد، هيزم زمستان داغ پيش روخواهد بود. siamakf@gmail.com http://belgiran.blogfa.com/ *١- به نقل از نشريه نامه مقاله اى از دکتر ملکى *٢- انقلاب اسلامى شماره ۶۳۸ از ۱۷ تا ۳٠ بهمن ۱۳۸۴*٢ *٣- نقدى به نظرات تاجرنيا در سايت شخصى طبرزدى *۴- منبع ايسنا تاريخ ١٣٨۵/٢/١ *۵ در اين نوشتار ازتحقيقات، مشاهدات و خاطرات برخى از دوستان استفاده شده است. |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز 2x2 بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
ايرنا بازتاب بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین روزنامه جام جم گویا لينکدونی هفتان لينک روزنامههای ايران |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |