English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی

بابا دقمرگ شد و مُرد - راوی حکایت باقی
نمی‌دانم در جمع بازدید کنندگان این صفحه کسی هست که «شهر فرنگ» دیده و یادش باشد یا نه؟
جعبه‌ای چهارگوش سوار بر چهار چرخه‌ای قابل حمل، با یکی دو دریچه‌ی گرد، که چشمی‌هایی برای دیدن عکس‌هایی اکثرا رنگی‌ای بود که به ترتیب از پی هم به رؤیت می‌رسیدند. انتخاب و ترتیب آمدن عکس‌ها البته بستگی به ذوق مرد «شهر فرنگی» و ذهن داستان‌پرداز او داشت.

[فرهنگ و هنر] توسط حکایتهای شهربانو | پيام | | Bookmark and Share ۲۲:۲۷ ۹۳/۱۱/۱۰

منور رمضانی «ننه حسن» نقاش خود آموخته ی ایرانی
به گزارش شبکه خبر، منور رمضانی معروف به «ننه حسن» متولد 1316 خورشیدی در سهرورد و ساکن شهرستان خدابنده شهر قیدار از توابع استان زنجان، نقاش خود آموخته ی ایرانی است. وی که از کودکی تا سن 70 سالگی به هنر قالی بافی وطراحی نقوش قالی مشغول بود در سالیان اخیر به نقاشی روی آورده است.

[فرهنگ و هنر] توسط حکایتهای شهربانو | پيام | | Bookmark and Share ۱۵:۱۱ ۹۲/۶/۱۴

ساکنِ کوی رندان، سروش دباغ
داريوش آشوری چندين دهه است که از گفتمان ستيزه‌جويانه آشکارا عبور کرده و از آن فاصله گرفته و دغدغه‌های فرهنگی و معرفتی خويش را در فضايی غير ايدئولوژيک پی گرفته و با رويی گشاده و هاضمه‌ای فراخ به سر وقت دستاوردهای ادبی و فرهنگی و فلسفی جهان جديد رفته است.

[فرهنگ و هنر] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۱:۰۵ ۹۲/۵/۲۴

مسابقه سفرنامه‌نویسی نوگام
سفرنامه‌نویسی با این که در ایران سابقه‌ای طولانی دارد -از سفرنامه ناصر خسرو گرفته تا سفرنامه حاج سیاح دور اروپا- اما در روزگار مدرن ایران٬ کمتر نویسنده‌ ایرانی خاطرات خود را از سفرهایش نوشته است. روزگار راحت‌تر شده است٬ آدم‌ها راحت‌تر سفر می‌کنند٬ کشف دنیا دیگر به سختی گذشته نیست٬ اما ظاهرا نوشتن درباره تجربه‌های سفر سخت‌تر از گذشته شده است. بنابراین٬ از آن جا که فصل تابستان است و تعطیلات٬ نشر نوگام تصمیم گرفته است پا پیش بگذارد و از همه کتاب‌خوان‌ها و نویسنده‌ها و سفردوست‌ها دعوت کند در مسابقه سفرنامه‌نویسی این نشر شرکت کنند و از تجربه‌های منحصر به‌فردشان برای ما بنویسند٬ شاید که نوشتن از تجربه‌های سفر، خوانندگان دیگر را هم به نوشتن داستان‌هایشان از سفر تشویق کند. جایزه نفر اول این مسابقه جایزه نقدی ۲۰۰ پوندی خواهد بود.

[فرهنگ و هنر] توسط بیلی و من | 1 پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۰۷ ۹۲/۵/۲۲

آقای افتخاری! برگرد، ولی از عذرخواهی فرار نکن!
مشکل افتخاری این است که هنوز نمی‌داند و یا نفهمیده است که باید نامه‌ای به مردم بنویسد، نه به شجریان! نامه‌ای صریح و در آن از مردم رسما عذرخواهی کند. باید به افتخاری گفت آغوش مردم همیشه باز است حتی اگر هنگامی دست به نامه و بیانیه نوشتن شوی که زنگ عزیمت احمدی‌نژاد و دار و دسته‌اش به هوا خاسته و باد جهتی دیگر یافته است. تو فقط برگرد علیرضا افتخاری و صریح عذرخواهی کن، بی هیچ حاشیه رفتنی و بی‌هیچ توجیهی. آن وقت مردم تو را خواهند بخشید!

[فرهنگ و هنر] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۰:۳۲ ۹۲/۵/۴

وعده‌های سوخته در شام آخر وزیر ارشاد؟
نوشدارو بعد از مرگ سهراب!

[فرهنگ و هنر] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۱:۴۹ ۹۲/۴/۲۸

ديکتاتوری اديبان٬ بحثی در زبان معيار، ف. م. سخن
زبان ازلی و ابدی نداريم. زبان موجودی ارگانيک و زنده است که دائم در حال تغيير است. برخی اجزای آن می‌ميرد و برخی اجزای آن از نو به وجود می‌آيد. اعضای بی‌فايده کم کم از بين می‌روند و اعضای جديد نسبت به ضرورت‌های کلی شکل می‌گيرد و آفريده می‌شود. واقعيت زبان اين است و جز اين نيست.

[فرهنگ و هنر] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۹:۳۷ ۹۲/۴/۱۳

ترجمه نوعی عشق‌بازی است؛ گفت‌وگو با دیک دیویس
«صور عشق» (Faces of Love)، مجموعه‌ای از شعرهای حافظ، جهان ملک خاتون و عبید زاکانی به زبان انگلیسی است، سه دنیای متفاوت که آدم در وجود ارتباط میانشان به‌تردید می‌افتد، اما در واقع همین تفاوت عامل پیوند آنها با هم در این مجموعه شده است.

[فرهنگ و هنر] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۴:۱۸ ۹۲/۲/۲۹

نقاش معاصر ایران احمد اسفندیاری - وبلاک قلب بی شیشه
متولد ۱۳۰۱- تهران

ليسانس نقاشي از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران

دبير هنرستان‌ها و دبيرستان‌‌هاي تهران و بازنشسته آموزش و پرورش

تعداد كثيري نمايشگاه‌‌هاي انفرادي و گروهي در داخل و خارج از كشور

اسفندياري از معدود هنرمندان ايراني است كه نامش در فرهنگ لاروس آمده است

[فرهنگ و هنر] توسط حکایتهای شهربانو | پيام | | Bookmark and Share ۱۹:۳۹ ۹۲/۱/۶

احمد اسفندیاری درگذشت
احمد اسفندیاری از پیشگامان نقاشی مدرن ایران و از معدود بازماندگان نسل اول نقاشان نوگرای ایرانی در ۲۹ اسفند، آخرین روز سال ۱۳۹۱ در پی یک دوره طولانی بیماری، در سن ۹۰ سالگی در تهران درگذشت.
او که نقاش رنگ های ناب و درخشان بود و فضایی ایرانی در آثارش موج می زد، تا آنجا که بیماری مجالش می داد از آفرینش باز نایستاد، هرچند که ناامید و تلخ در آخرین گفت و گویی که با او داشتم، گفت:" من خیلی کار کردم اما پاداشی نگرفتم؛ با این حال هنوز کار می کنم."
پیکر احمد اسفندیاری روز دوشنبه ۵ فروردین ماه ۱۳۹۲ از مقابل موزه هنرهای معاصر تهران تشییع شد و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

[فرهنگ و هنر] توسط حکایتهای شهربانو | پيام | | Bookmark and Share ۱۹:۳۶ ۹۲/۱/۶

هنر برای هنر
قابل توجه علاقمندان هنر دیجیتال

[فرهنگ و هنر] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۲۳:۲۵ ۹۱/۱۲/۲۰

استقبال از انتشار عبری دو رمان ايرانی دايی جان ناپلئون و زوال کلنل در اسرائیل
هنگامی که متن عبری رمان فارسی «دايی جان ناپلئون» به دست ناشر اسرائيلی يوناتان ناداو رييس انتشاراتی «زارگول» رسيد، وی در آغاز، از واکنش خوانندگان اسرائيلی به اين کتاب اطمينانی نداشت و بدگمان بود. اما سرانجام بر آن شد که مخاطره و ريسک نشر را بپذيرد و ترجمه عبری کتاب دايی جان ناپلئون را چاپ کند.

[فرهنگ و هنر] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۹:۵۷ ۹۱/۱۲/۱۷

سایه:هر کجا فریاد آزادی، منم!
هوشنگ ابتهاج، هشتاد و پنج سال از عمر پر فراز و نشیب خود را پشت سر می گذارد. شاعری که شیفته وار دوست می دارد، بر باورهایش پای می فشارد و اگر به سراغ حساسیت های پرنیانی اش بروی، اشک هایش به راحتی ابر بهار سراریز می شود.

[فرهنگ و هنر] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۱۱:۴۳ ۹۱/۱۲/۶

یک رویای خصوصی!
و باز هم یک رویای خصوصی! :-)

[فرهنگ و هنر] توسط طاهره | پيام | | Bookmark and Share ۱۹:۱۲ ۹۱/۱۱/۳۰

نقاش رویاهای شما در بند نمی‌مانَد!
این فیلم که مربوط به چند روز قبل از حصر کامل خانگی میرحسین است، او را را در کارگاه هنری‌اش نشان می‌دهد که در حال نقاشی است. تمام آثاری که او در این فیلم به نمایش می‌گذارد، پس از هجوم ماموران امنیتی برای بازداشت خانگی وی و همسر اهل هنرش زهرا رهنورد، به مکان نامعلومی منتقل شدند. شاید خیال می‌کردند اگر میرحسین را از فرزندان معنوی‌اش جدا کنند، تمام می‌شود. اما ندانستند و هنوز هم نمی‌دانند که هنر ِ هنرمند در تکثیر تصویر اوست. هنر را نمی‌توان توقیف کرد و به بند کشید، و نقش خیال هنرمند را نیز....

[فرهنگ و هنر] توسط طاهره | پيام | | Bookmark and Share ۱۷:۱۴ ۹۱/۱۱/۲۵

نویسنده "گم‌نامی" از افغانستان گریخت
تقی بختیاری، نویسنده رمان "گم‌نامی" ناگزیر به ترک افغانستان شد. او به خاطر نگارش اثری انتقادی از چند ماه پیش تهدید به مرگ می‌شد و زندگی مخفیانه‌ای در پیش گرفته بود.
محمدجان تقی بختیاری از زمان انتشار رمان "گم‌نامی" با حملات مراجع روحانی افغانستان روبرو شده است. با شدت‌گیری حملات در روزهای گذشته، آقای بختیاری که جان خود را در خطر می‌دید، از میهن خود به اروپا پناه آورده است.

[فرهنگ و هنر] توسط بیلی و من | پيام | | Bookmark and Share ۹:۵۱ ۹۱/۱۰/۲۱

نمایش خیابانی : با موضوع وضعیت اجتماعی زنان در ایران
فیلم : دفاع از هویت زن (تاتر خیابانی / سنندج)
هنرمندی که به تنهایی درد و رنج میلیونها ی زن را فریاد میزند . زبان حال آنایی میشود که حاشیه نشینان نامیده میشوند. کدام وجدان آگاهی میتواند اینهمه ستم را ببیند اما بی تفاوت باشد. آفرین به این هنرمند که به تنهایی یک نمایش عمیق و جاودا نه ای
به جای گذاشته است.

[فرهنگ و هنر] توسط م. آرش | پيام | | Bookmark and Share ۲۳:۳۴ ۹۰/۱۱/۲۰

درینکویو شهر زیرزمینی زرتشتیان شگفت انگیز ترین کشف تاریخ آیین زرتشت مقصد توریستی جدید ترکیه
انجمن جهانی زرتشتیان:شگفت آورترین بخش سرزمین کاپادوکیه یا کاپادوسیه ,شهری است زیر زمینی با نام درینکویو derinkuy که یکی از شگفت انگیزترین کشف تاریخ آیین زرتشت ,ایران باستان و پیروان اهورا مزدا در آنجا قرار دارد.
درینکو به معنی چاه عمیق ,شهری است زیرزمینی و اعجاب آور ,که براثر یک رویداد ساده کشف شد.

[فرهنگ و هنر] توسط م. آرش | پيام | | Bookmark and Share ۲۲:۳۱ ۹۰/۱۱/۱۶

مهمانسرایی در کویر. پرستو قاسمی
جدید آنلاین :دیدن کاروانسرایی در دل کویر از راه دور می‌تواند جان‌های شما را شاد کند و به چند قرن پیش برگرداند؛ به زمانی که شاه عباس دستور داد کاروانسراهایی منسجم را برای آسایش مسافران در کنار راه‌ها بسازند. اما این کاروانسرا برای رهگذران نیست. برای کسانی است که از زندگی شهری خسته شده‌اند و در پی آرامش و آسایش به میان کویر آمده‌اند تا شتاب و ازدحام را از یاد ببرند.

[فرهنگ و هنر] توسط م. آرش | پيام | | Bookmark and Share ۲۲:۱۰ ۹۰/۹/۲۲

یادی از دوستی که دیگر نیست
اَ گُل بَخجِه، اَ سُمُّل نَخجِه داری
عجب دَسِّه گلی داری میاری
زمینِ سینِمِه کَندَم که بَلکَم
بیاری تَخدِ سینَم گل بکاری
"امین الله رضایی"
از گل باغچه، از سنبل نقشه داری
عجب دسته گلی داری میاری
زمین سینه‌ام را کند که شاید
بیاری روی سینه‌م گل بکاری
دیشب این شعر را که به لهجه‌ی همدانی است در صفحه‌ی «همدانیای دنیا» در فیس‌بوک دیدم. یاد دوست دوران کودکی‌ام افتادم و سراغ‌اش را از گذارنده‌ی آن گرفتم که نشانی از او نداشت.
امین بچه محل ما بود. مدرسه را با هم در دبستان دانش آغاز کردیم. داستان زنده‌گی‌اش در گفت‌وگوی بالا نوشته شده‌است. بله امین نتوانست حتا دبیرستان را تمام کند و دنبال کار به تهران رفت و رابطه‌ی ما قطع شد. در یکی از شب‌های شعر انجمن فرهنگی ایران‌ـ‌آلمان بسال ۱۳۴۷ شاهدپشت تربیون قرارگرفتن‌اش شدم.
امروز لینک بالا را در صفحه‌اش گداشته بود.

[فرهنگ و هنر] توسط عمو اروند | پيام | | Bookmark and Share ۱۹:۰۹ ۹۰/۹/۱۳