English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


ديدار با سيمين دانشور / وبلاگ تادانه
[خاطرات] يك روز در جام جم، غروب بود و من كار روزانه ام تمام شده بود. همين طور كه دفترچه تلفنم را ورق می زدم از خيل آن همه اسم، نمی دانم چرا روی اسم سيمين دانشور ماندم. زنگ زدم.
- سلام.
- سلام. شما؟
- «عليخانی».
- ...



اضافه شده توسط آشیل | ۱۸:۵۴ ۸۶/۴/۳۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر