English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


ناصرِ « خُسروان » یا « خُسرو » ناصران ( بخش پنجم ) / آوازهای خاربیایان
[ادبیات] آن روز مانند تشنگانی بودم که در یک کویر، آن هم در گرم‌ترین ساعات روز که خورشید همه‌ی نیرویش در سوختن زمین‌های سوخته و ساکنان پراکنده‌اش تمرکز می‌‌هد، نشانی چشمه‌ای را به وی داده باشند.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۴:۳۰ ۸۶/۱۰/۳۰


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر