English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


مناسب ترين نامزد برای شروع جنگ هسته‌ای/ روشنگری
[سیاسی] روشنگری: برخی جرج بوش را بدترين رئيس جمهور آمريکا خوانده‌اند و حتی گفته‌اند بدتر از او رئيس جمهوری در آمريکا نمی‌تواند روی کار بيايد. اما گويا در شرايط فعلی جهان، مرز درست کردن برای بدی از دورانديشی به دور است.

روشنگری:برخی جرج بوش را بدترين رئيس جمهور آمريکا خوانده اند و حتی گفته اند بدتر از او رئيس جمهوری در آمريکا نميتواند روی کار بيايد. اما گويا در شرايط فعلی جهان، مرز درست کردن برای بدی از دورانديشی به دور است.
هفته پيش بعد از مدت ها شايعه بالاخره نيويورک تايمز خبر رابطه عشقی جان مک کين نامزد حزب حمهوری خواه آمريکا با خانم ويکی آيسمن منتشر کرد. خانم آيسمن آنطور که در گزارشات اخير منعکس شده است، از طريق ارتباطات نزديک با قدرتمندان سياسی و لابيگری نزد آنها به نفع بنگاه های بزرگ خصوصي،در عرض مدت کوتاهی با سرعت پله های ترقی را پيموده بود. نيويورک تايمز نوشت رابطه مک کين با خانم آيسمن، مباشران انتخاباتی مک کين را در جريان مبارزات انتخاباتی 8 سال پيش، چنان وحشت زده کرده بود که آنها تلاش کردند ديدار های اين دو را قطع کنند و حتی با خود سناتور به مقابله برخاستند و به خانم وايسمن هشدار دادند از رفت و آمد به ستاد انتخاباتی خودداری کند.
مگر خود سناتور کودک بود که کارگزاران انتخاباتی اش به قول نيويورک تايمز ,برای نجات او از دست خودش, به خانم وايسمن متوسل شدند؟
مثل اينکه سناتور حتی رفتار خودش را نمی تواند کنترل کند، نه فقط در رابطه با زيبارويان که اگر اين بود ماجرای بديع و قابل توجهی نبود. پشت پرده اين رابطه، خيلی تاريک تر از آن است که بتوان با دل زيباپرست روی آن پرده انداخت. الکساندر کابرن نويسنده آمريکايی انگليسی تبار با اشاره به اين ماجرا به معرفی سناتور پرداخته است. گزارشی از مقاله او در زير نقل ميشود.

کابرن می نويسد تا هفته پيش استراتژی سياسی مباشران جان مک کين به گونه ای طراحی شده بود که با حالتی مطمئن به خود، اوباما را يک تازه وارد دستگاه حکومتی نشان بدهند که وجه مشخصه اش فقدان تعقل، پختگی و قدرت تشخيص است، خصوصياتی که مک کين به فراوانی از آن برخوردار است.

مشکل مک کين اين است که خود او سفيهی از دستگاه حکومتی است که وجه مشخصه اش ناتوانی در کنترل خويشتن، بوالهوسی از نظر معيارهای اخلاقی و بلاهت از نظر تشخيص سياسی است. در چهار روز گذشته اين ضعف ها خود را به نمايش گذاشت. معمولا مرگبارترين زخم های يک رسوايی در روزهای دوم، سوم و چهارم عيان می شوند، وقتی که ماجرا پی گيری شده ، تناقضات و رسوايی های جديد يکی بعد از ديگری افشا ميشوند.

درست بر اساس همين روال از وقتی که نيويورک تايمز سرانجام حداقل بطور ناقص ماجرا را بروز داد، رسوايی ها ی تازه يکی بعد از ديگری رو ميشوند، بويژه نيوزويک و واشينگتن پست در اين مورد مسابقه گذاشته اند. رسوايی تا اينجا که پيش رفته، اين وجوه شخصيت مک کين را به نمايش می گذارد:
ابله:, منظره وحشت زده شدن مباشران مک کين از مشاهده رابطه رئيس کميته تجاری سنا در حال لاس زدن با زن جذاب 32 ساله که برای بنگاه های مخابراتی لابيگری می کند.,
دروغگو:,انکار ديدار با لاول پاکسون Lowell "Bud" Paxson، سرمايه دار بخش رسانه ای که خانم آيسمن برای او کار ميکرد.,
رياکار:, انتقاد آتشين از لابی کنندگان و کسانی که در استخدام آنها هستند، در حالی که خودش در هواپيمای خصوصی همان ها سفر کرده، از آنها پول ميگيرد و به نفع آنها کار ميکند.,

[در گزارشات رسانه ها آمده است مک کين با لابيگری آيسمن در ازای خدماتی که برای پاکسون انجام ميدهد به اين امکان دست می يابد که با هواپيمای اختصاصی که او در اختيارش قرار ميدهد سفرهای کارزار انتخاباتی را انجام دهد.]

کابرن در ادامه مقاله نوشته است هرچه مردم بهتر مک کين را می شناسند، به او بی اعتناتر ميشود. اين حتی در مورد پاکسون صادق است که حاضر نشد در نامه اش به واشينگتن پست به نفع او شهادت دهد.

خدمتی که مک کين به پاکسون کرد از اين قرار بود که مک کين دو توصيه نامه به کميسيون دولتی ارتباطات FCC نوشت تا به نفع فروش بخشی از خطوط راديو متعلق به بخش عمومي، به يک گروه مسيحی از ابوابجمعی پاکسون، رای دهد. مک کين در اين زمان رئيس کمسيون تجارت سنا و بنابراين رئيس FCC بود، يعنی اختيار بودجه FCC در دست مک کين بود و طبيعتا اگر FCC توصيه رئيس را ناديده می گرفت، نقره داغ ميشد. سرانجام کميسون مزبور به ميل رئيس رفتار کرد و خط راديويی را به گروه مسيحی سپرد، هرچند اين گروه بنا برعلل ديگری از اجرای برنامه راديويی منصرف شد. هفته گذشته وقتی اين رسوايی برملا شد برنامه ريزان مک کين به واشينگتن پست نوشتند که مک کين توصيه نامه ها را قبل از ملاقات با پاکسون و لابی او يعنی خانم آيسمن نوشته بود. اما پاکسون حاضر نشد بر اين ادعا صحه بگذارد و ملاقات های خود با مک کين قبل از نوشتن توصيه نامه ها را افشا کرد.

کابرن پس از گزارش اين ماجرا می پرسد: آيا تمنا و کشش به خانم آيسمن مک کين را آنقدر کور کرده بود که نميتوانست بفهمد اين رفتار از مردی که عليه لابيگری سخنان آتشين می گويد، مردم را به ياد رسوايی Keating می اندازد که در دوره آغازين ترقی اش در سنا کشتی او را تقريبا به گل نشانده بود:, اميدوارم که چنين باشد. اين انگيزه ای قابل هضم تر است تا علاقه به پول پاکسون و فراهم آوردن امکان سفر انتخاباتی با هواپيمای اختصاصی او.,

[ماجرای Keating که به 5 Keating مشهور است مربوط به يک رسوايی عظيم مالی در اواخر دهه 80 و اوايل دهه 90 است که طی آن پنچ سناتور از جمله مک کين برای نجات رئيس يک بنگاه مالی سعی ميکنند در فعاليت کميته تحقيق مداخله و اختلال کنند.هر پنج سناتور به درجات مختلف مورد توبيخ قرار گرفتند.]

در کنار رسوايی های مربوط به سوء استفاده از مقام دولتي، يکی از خصوصيات مک کين که مرتب به آن اشاره ميشود اخلاق تند او و ناتوانی در کنترل واکنش ها و رفتار خويش است. الکساندر کابرن در اين مقاله از يک روزنامه محافظه کار دست راستی که اکنون از نامزدی مک کين دفاع ميکند، نقل ميکند که در سال 1999 وقتی که مک کين و جرج بوش در آريزونا با هم رقابت می کردند، در مورد او نوشت :, بسياری از سياست مداران فعال آريزونا قربانی مزاج آتشين مک کين شده اند. مک کين اغلب به مردم فحش ميدهد و از کوره در می رود., روزنامه مزبور در ادامه نوشت به اندازه کافی دليل وجود دارد که , بطور جدی اين سوال را مطرح کنيم آيا مک کين خلق و خوی و مهارت ها و رفتار سياسی را که از يک رئيس جمهورآتی انتظار می رود دارا هست؟,

Thad Cochran يک سناتور هم حزبی ديگر مک کين چندهفته پيش در مورد او گفت:, فکر اين که او رئيس جمهور بشود، ستون مهره های مرا می لرزاند. او غيرقابل پيش بينی است. آتشين مزاج است.,

کابرن نمونه روشنی از تندخويی غيرقابل کنترل مک کين را با ذکر واقعه زير به دست ميدهد:
يک منازعه طولانی چند سال در آريزونا جريان داشت. دولت فدرال می خواست يک تلسکوپ روی کوه گراهام بگذارد. بومی ها می گفتند کوه مقدس است. سبزها می گفتند نژاد سنجاب های قرمز اين کوه در معرض نابودی قرار می گيرد. در سال 1992 دو پزشک مورد احترام به نام های Robin Silver و Bob Witzeman به دفتر مک کين می روند تا در مورد اين مساله با او صحبت کنند. بعدهااين دو پزشک جريان ملاقات با مک کين را برای همکار ودوست کابرن چنين شرح داده اند:
وقتی اسم کوه گراهام به ميان آمد مک کين از جا کنده شد: , بالا و پائين می پريد. حداقل 10 دقيقه تمام فرياد می زد و به ما فحش می داد. مشتش را به شکلی تکان ميداد که گويا ميخواست به ما حمله کند. با همان خشونت معمول در دعواهای شديد محلی.,

وايزمن ميگويد او که به شدت حيرت زده شده بود اتاق مک کين را ترک ميکند: , من تمام عمر يک فعال محيط زيست بوده ام، ولی آن چيزی که در رابطه با مک کين مرا می ترساند، سياست های زيست محيطی نيست، بلکه طبع خشن و غيرعقلانی اوست. من فکر ميکنم مک کين آنقدر از نظر روانی دچار عدم تعادل است که اگر پوتين به او چيزی بگويد که خوشايند او نباشد، به سينه او می کوبد و به يادش می آورد که انگشتش روی دگمه اتمی است. کسی چه ميداند کار به کجا ختم خواهد شد. از نظر من مک کين بيش از هر کسی ممکن است جنگ هسته ای را شروع کند.,

کابرن اضافه ميکند آخرين باری که چنين اتهامی به يک سناتور آريزونا و کانديد رياست جمهوری زده شد، در رابطه با سناتوری بری گلد واتر در جريان مبارزه انتخاباتی با ليندون جانسون در سال 1964 بود. يک کارزار انتخاباتی موفق عليه او، تصوير دخترکوچکی را نشان ميداد که داشت گلی را می چيد که به تدريج به ابر قارچی شکل هسته ای تبديل ميشد. ارائه اين تصوير از گلد واتر به عنوان کسی که ميتواند کار را به جنگ اتمی بکشاند، پايان کار او محسوب ميشد.

سالها رسانه های آمريکا با معرفی مک کين به عنوان سناتور"maverick" از او تعريف و تمجيد کرده اند[ مک کين در برخی مسايل اجتماعی مثل حق سقط جنين و ازدواج همجنسگرايان برخلاف محافظه کاران اصولی رای داده است و به همين دليل او را سناتور تک رو يا اصطلاحا"maverick" ميخوانند]. ولی همکاران او در سنا او راآدم جلوه فروشی ميدانند که مقابل دوربين ها و ميکروفون ها در باره اسراف در هزينه ها شکوه می کند، بعد با خونسردی در تصويب ماده ای که برای او منفعت دارد و نيم ساعت قبل آن را تقبيح ميکرد رای ميدهد. آنها شاهد بوده اند که چطور مک کين در وصف پاکی اخلاقی داد سخن ميدهد و بعد به همدستی با کيتينک Keating رئيس بانکی بر ميخيزد که سرانجا م محکوم شد و به زندان رفت. آنها به سيل پول هايی اشاره می کنند که به خزانه انتخاباتی او واريز ميشود و از طرف شرکت هايی است که در دوره رياست او بر کميسيون تجارت سنا نظر لطف او را به دست آورده اند. بنگاه های مخابراتی ,از قبيل US West, Bell South, ATT, Bell Atlantic, و نيز صاحبان بانک ها و قراردادهای نظامی در پيشروی او در مبارزه انتخاباتی نقش اصلی را بازی کرده اند.

عليرغم همه اينها به نظر کابرن شانس مک کين در انتخابات خيلی زياد نيست: , با توجه به اين مسايل بلاهت است که تصور کنيم مک کين به آسانی ميتواند يک سخنور زيرک مثل اوباما را در حالت دفاعی قرار دهد. سناتور 71 ساله با اين زندگی نامه ی دردسر ساز، افتان و خيزان در کار زاری به پيش رانده شد که خودش گناه مشکلات عظيم آن را به گردن ندارد. نسبت آرای موافق بوش در اين هفته به رکورد جديدی در اين نوع نظر سنجی ها دست يافت: 19 درصد. شواهد فراوانی هست که نشان ميدهد برای بسياری از آمريکايی ها ديگر يک رئيس جمهور از حزب محافظه کار بس است. مک کين تا هم اکنون در جريان کارزار انتخاباتی حداقل دو بار دست به خودکشی سياسی زد: او به رای دهندگان ميشيگان گفت آمريکا صد سال ديگر در عراق خواهد ماند، واينکه آنها هرگز مشاغل شان را پس نخواهند گرفت و او هيچ چيزی از اقتصاد نمی داند.سقوطی بزرگ، در مقياس باری گلد واتر در انتظار جمهوری خواهان است.

اضافه شده توسط م. آرش | ۲۳:۵۳ ۸۶/۱۲/۱۰


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر