English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


نامه سرگشاده سیما بینا / گفتگوی هارمونیک
[موسیقی] مدتی پیش آلبومی با صدای علیرضا افتخاری به بازار آمد که بر روی جلد این اثر نام جمشید عندلیبی، به عنوان آهنگساز مشاهده می‌شد. اما محتویات این آلبوم در واقع بازنوازی آثار قدیمی موسیقی بود، در این مورد خانم سیما بینا، نامه‌ای سرگشاده در سایت شخصی خود قرار داده است که در ادامه متن نامه را می‌خوانید.

نامه سرگشاده سیما بینا
د ۱۳ اسفند ۱۳۸۶
مدتی پیش آلبومی با صدای علیرضا افتخاری به بازار آمد که بر روی جلد این اثر نام جمشید عندلیبی، به عنوان آهنگساز مشاهده می شد. اما محتویات این آلبوم در واقع بازنوازی آثار قدیمی موسیقی بود؛ در این مورد خانم سیما بینا، نامه ای سرگشاده در سایت شخصی خود قرار داده است که در ادامه متن نامه را می خوانید.

در بازار آشفته و بی حساب و کتاب هنر ایران، تولید کاست و نوار موسیقی هم کالائی شده است در دست انواع بساز بفروشهای این رقم جنس!

گویا این هم دکانی است که گروهی را تحت عنوان خواننده، نوازنده، آهنگساز و تکثیر {کننده}نوار و غیره... به نان و آبی میرساند!

در کشوری که هیچ قانونی یا معیاری و محکی جهت سنجش ارزشهای هنری یا حفظ حقوق مادی و معنوی هنرمندان وجود ندارد ... خیلی طبیعی است اگر حتی هنرمندانی که به نامی و اعتباری در فن خود رسیده اند، به بیراهه روند! متاسفانه شاهد نمونه های بسیاری از این قبیل هنرمندان در کشور خودمان هستیم.

اکنون روی سخنم با آقای جمشید عندلیبی است!

هنرمند گرامی! شما که به هر حال به عنوان یک نی نواز برگزیده روزی در کنار هنرمندان بزرگ و به نام ایران و در آثار با ارزشی از آهنگسازان خوب کشورمان ساز زده اید و در هنر نواختن نی به مرتبه و نامی برجسته در زمانه خود رسیده اید... چه اجباری است که به عنوان یک آهنگساز تقلبی نام خود را بر روی مجموعه ای از آهنگهای معروف محلی و ساخته های هنرمندانی دیگر بگذارید که قبلا اجرا شده و برای مردم ایران کاملا شناخته شده است؟

آیا لحظه ای فکر نمیکنید یک چنین تولیداتی نه تنها اثری از خلاقیت ندارد بلکه بی مایگی شما را در کارتان ثابت میکند، سابقه کارهای خوب و با ارزش هنریتان لوث میشود؟ نام و شخصیت یک نوازنده زبردست و یک خواننده خوش صدا را زیر سئوال میبیرد؟

آیا این یک اثر هنری است یا یک کاسبی، آنهم با آثار دیگران؟! دوست عزیز شما همان به که ساز خود را بزنید!

اشکال کار این نیستکه در این زمانه صدای زن در ایران ممنوع است. بنا براین صدا و آواز و کلیه حق و حقوق هنری من هم در کشورم ضایع و نابود شده است.

اما اکنون پس از 24- 25 سال دریافته ام که این ممنوعیت فقط برای خود من است نه دیگران که چه خواننده و چه فروشندگان نوار و فیلم میتوانند بدون اجازه قانونی یا بدون مجوز هنری یا اخلاقی یا شرعی به هر کیفیتی از صدا و کارهای موسیقی اجرا شده گذشته و جدید من به صورت نوار و سی دی و فیلم و ... سواستفاده نمایند. گویا ممنوعیت صدای خانمها در این دوران، فرصتهای طلائی و غنیمتی برای سودجویان این میدان فراهم آورده است!

و ما اکنون دور از صحنه هنر ایران، شاهد آنیم که در صحنه روزگارمان چه میگذرد.

اضافه شده توسط AKASI | ۱۳:۲۵ ۸۶/۱۲/۱۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر