English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


خاطره جالب از آيت الله خزعلي / ابطحی
[خاطرات] پیرمردی فرزانه از تجار قدیم خوزستان به پسر آیت اله خزعلی گفت : ۴۰ سال قبل پای منبر پدرت در آبادان بودم. به فاصله­ کمی از مسجد، کاباره و کازینو بود و جمعی از جوانان به میگساری و لهو و لعب و قمار مشغول بودند. حضرت آیت الله بر فراز منبر با اشاره به انحراف جوانان فرمودند: "اگر ۲۴ ساعت رادیو و تلویزیون را به ما بدهند، خواهید دید که چگونه این جوانان را تربیت و اصلاح می­کنیم."
سپس آن پیز فرزانه گفت: "به پدر بگویید هنوز ۲۴ ساعت نشده است؟!"


اضافه شده توسط فرهاد حیرانی | ۳:۳۲ ۸۷/۸/۲۵



در عالم تخیل و رؤیا، تصور انجام بسیاری از کارها را می‌شود ولی در عمل انسان‌ها زمین‌گیر می‌شوند.
مگر وعده‌ی آب و برق مجانی بما ندادند و ما نیز با سه بار الله اکبر گفتن، آن گفته‌ها را تایید نکردیم؟
توسط Amoo Arvand در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۸۷ ۰۹:۴۱ ق.ظ

ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر