English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


صبح باخبر اعدام معصومه بیدار شدم.../یادداشت‌های منیرو
[حقوق بشر] مرجان
صبح باخبر اعدام معصومه بیدار شدم. زنی که دوازده سال در زندان رفسنجان ماند و ماند تا بالاخره اعدام شد. وکیل و زندانبان و تمام آدم‌ها این‌بار دست به دامان زن و مردی شده بودند که از قصاص بگذرند و عروس جوان‌شان را ببخشند. نبخشیدند.
و عروس دو بار رقصان بر طناب دار آخرین نفس‌هایش را کشید و رفت.
مرجان


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۲:۴۳ ۸۷/۱۱/۱۴


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر