English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


آبشار گیسوان و نسیم(بخش هیجدهم)/گندم‌زاران خاموش
[داستان] اندیشه‌های گوناگونی که مانند پرندگان وحشی در آسمان ذهن «کامشاد اعتمادیان» به پرواز در می‌آیند، بازتاب آنست که او می‌باید انبوه داده‌های حسی و تجربی آن لحظات غافلگیرکننده را از صافی باورها، پذیرش‌ها و عدم پذیرش‌های ذهنی خویش بگذراند. «کامشاد» مانند هر انسان دیگری که در چهار راه‌های حوادث خوشایند و دلپذیر و یا ناخوشایند و تلخ زندگی قرار می‌گیرند، حق‌دارد به همه‌ی گزینه‌های ممنوع و محتمل، یا مجاز و گشایش بار بیندیشد. این اندیشیدن‌ها تنها در مسیر گره‌گشایی مشکلات و سنگینی‌های طاقت‌فرسا نیست بلکه گاه در جهت آنست که از یک‌سو، دم مسیحایی پدیده‌های نوازشگر، بیش از پیش، روح او را از پژمردگی و مرگ نجات می‌بخشد. از سوی دیگر، اندیشه به دشواری‌ها و زهرابه‌های ناسازگاری بدان دلیل صورت می‌گیرد که وی نه خود را به آن‌ها نزدیک‌سازد بلکه بیشتر بدان دلیل که با انتخاب راه گریز، آن‌ها را در پس پشت خویش به فراموشی بسپرد.



اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۹:۰۳ ۸۸/۲/۱۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر