English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


پیش از خداحافظی!
[شعر] پرویز رجبی
محبوب نازنینم
اگر از عهدۀ تنم برمی‌آمدم
به ولایت صحرا می‌بردمت
برای تماشای پرواز پرنده‌های بیگانه با ظلمت روز
و نشانت می‌دادم
محلۀ کوه‌هایی را که دل کوچه‌هایشان
در غربت سایه‌های خود برایمان تنگ است

محبوب نازنیم
اگر از عهدۀ تنم برمی‌آمدم
شانه می‌کردیم باهم
و با انگشت‌هایمان
زلف آبشاری را که در نزدیکی هرکجایی می‌یافتیم

باورکن هنوز می‌شنوم
صدای ابریشم را
و بوسه را
از چشمه‌های کوچه‌های آزاد کوه‌ها
و قاصدک‌های رقصان را می‌بینم
در میدان بی‌کران آزادی


اگر از عهدۀ تنم بربیایم

پیش از خداحافظی

به تماشای ماه عسل شاپرک‌ها می‌رویم

و ترانه‌ها را ورق می‌زنیم با هم

در مسیر نسیمی عبوری

و به باد می‌گوییم

از هرسویی که بتازد

باداباد

ما سرانجام

پیش از خداحافظی

آزادی را رام خواهیم کرد!

اضافه شده توسط عمو اروند | ۸:۰۵ ۸۸/۵/۱۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر