English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


تاریخ بیهقی و جنون وفاداری(بخش سیزدهم/ آخرین بخش)
[گزارش] ,آوازهای خار بیابان - پس از آشنایی با آقای «مهاسانی» و همسرش خانم «گلزاری»، و نیز معرفی مردی به نام «بیهقی‌تبار» از سوی آنان که خود را از نسل ابوالفضل بیهقی می‌دانست، توانستم چندروز بعد، آن مرد را در خانه‌اش ملاقات‌کنم. او مرد رنجور و تکیده‌ای به نظر می‌رسید که حتی در نگاه اول، می‌شد احساس‌کرد که در فقر و بیماری غرق‌است. اما پس از لحظاتی، این درک در انسان شکل‌ می‌گرفت که او به عنوان یک کارمند بازنشسته‌ی اداره‌ی کشاورزی، طبعاً درآمد دیگری در زندگی‌اش نداشته‌است اما باوجود این، تمام تلاشش را به‌کار برده تا تمام محوطه‌ی منزلش را اتاق‌بسازد تا هم از یک‌سو، به زن و فرزند خویش برسد و از سوی دیگر، به کارهای ذوقی خود که تشکیل همان محفل ادبی و اختصاص‌دادن اتاقی به «ابوالفضل بیهقی» بوده، سامانی بخشد.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۱:۵۲ ۸۸/۹/۲۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر