English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


معلم خط ما، بخش آخری
[آموزش و پرورش] بیاد ندارم معلم خط ما برعکس آقای حجازی که اتوریته‌اش به شلاق ماری‌اش بود؛ شخصن کسی را تنبیه کند یا به فردی اهانت نماید. در مدت شش سالی که او معلم خط ما بود، به همان شیوه‌ی روز اول، سر مشقی روی تخته سیاه نوشت و هر سه ماه یکبار، مشق‌های ما را بازدید کرد. اگر چه او در خوش‌نویسی استاد بود اما از شیوه‌ی آموزش بهره‌ای نداشت. کسی به درس و هنر او دل نبست و فکر نکنم از میان ما خوش‌نویسی بیرون آمده‌باشد. علت‌اش شاید باورهای خشک مذهبی او بود هم از ترس نجس شدن لباس‌اش از قلم و دوات بچه‌ها وحشت داشت و هم در این توهم بود که مبادا با استفاده‌ی غیرمجاز از مال کسی (قلم، کاغذ و مرکب ما دانش‌آموزان) ناخواسته مدیون اولیای دانش‌آموزان شود. او نه تنها با دانش‌آموزان در نمی‌آمیخت که با دبیران نیز چنان بود.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۵:۲۴ ۹۰/۸/۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر