English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


سعيد حجاريان:ما به هاشمي گفتيم نيايد، اما گوش نکرد / روز
[سیاسی] گفت و گوی سعيد حجاريان با روز: تا ما خودمان نخواهيم چيزی عوض نمی شود.

مصاحبه از آرش بهمنی.

مصاحبه کردن با سعيد حجاريان برايم جالب بود، مردي که بيشترين هزينه ها را براي اصلاحات داده است. شايد بهتر باشد کلمه اول را عوض کنم. اين يک مصاحبه نيست، يک گفت و گو يا بهتر بگويم، بحث است. بحثي که جاي مصاحبه شونده و مصاحبه کننده،در آن روشن نيست.
آقاي حجاريان، بعد از شکست اصلاح طلبان در سه انتخابات متوالي، آيا وقت آن نرسيده که اصلاح طلبان دست به تغيير استراتژي بزنند؟
شما فکر مي کنيد استراتژي اصلاح طلبان چه مشکلي داشت؟

من اصلا شک دارم که اصلاح طلبان در اين مدت استراتژي مشخصي داشتند، شايد هم هدفشان حفظ قدرت بود.
استراتژي که بود، ولي حفظ قدرت نبود. اگر حفظ قدرت بود که الان مجلس و رياست جمهوري هم دست ما بود.

خب شما را تحمل نکردند.
بله، ولي چرا تحمل نکردند؟ چون در مجلس و دولت دست به انجام کارهاي بزرگي زديم که منافع گروهي را به خطر مي انداخت. پس اگر براي ما حفظ قدرت به هر نحو مهم بود، اين کارها را نمي کرديم يا در انتخابات مجلس هفتم شرکت مي کرديم که از چشم حکومت نيفتيم.

اصلاح طلبان مشروطه خواه

جناب حجاريان نگفتيد استراتژي اصلاح طلبان چه بود. به هر حال شما را به عنوان استراتژيست اصلاح طلبان مي شناسند.
نه، من استراتژيست نيستم.

به هر حال شما را به اين عنوان مي شناسند.
من فکر مي کنم استراتژي اصلي، همان شعار مشروطه بود. مشروطه خواهي در تمام اين مدت، بزرگ ترين هدف ما بود. رسيدن به شعارهايي که در زمان مشروطه مطرح مي شد، البته شکل مدرنيزه شده آنها، نظير اجراي قانون، مساوي بودن همه در برابر قانون، عدالت و .....

اين استراتژي صد ساله چرا به نتيجه نرسيده هنوز؟
به هر حال ساخت دولت در ايران به گونه اي بوده که جلوي بسياري از چيزها را گرفته است. قدرت مطلقه دولت، به کسي اجازه خودنمايي نمي دهد.

مي شود اين بحث را کمي باز کنيد؟
بحث اصلي همان بحث نفت است. همه قبول دارند که منابع طبيعي در کشورهاي جهان سوم، يکي از موانع بزرگ دموکراسي است.

يعني تا وقتي نفت هست، زندگي به همين گونه است؟ دموکراسي سواره و ملت پياده؟
ببينيد، اينکه در جامعه قانون نهادينه شود، حقوق شهروندي جا بيفتد، همه نيازمند وجود يک جامعه مدني بسيار قدرتمند است. يعني پاشنه آشيل ما. پس ما بايد جامعه مدني را تقويت کنيم. اما به دليل ساخت قدرت در ايران، اين کار تنها زماني به درستي انجام مي شود که شما بتوانيد در قدرت هم اثرگذار باشيد. يعني ناچار بايد پايي در قدرت داشته باشيد.

اين چسبيبدن به قدرت مذموم نيست؟
نه، اجباري است.

چرا؟
وقتي شما به اداره اي مي رويد، با داشتن پارتي راحت تر کارتان انجام مي شود يا بدون داشتن پارتي؟

با پارتي.
در اين بحث هم حضور در قدرت، پارتي ماست. مثل مجلس يا دولت يا شوراي شهر.

پس اين هشت سال شما چه مي کرديد؟
ببينيد به اين هشت سال نقدهاي زيادي وارد است. اما شما نمي توانيد از خيلي از محسنات هم چشم بپوشيد.

راس اصلاحات

ولي بيشتر هم مي شد کار کرد.
بله، اما شما بايد به رأس نگاه کنيد. آقاي خاتمي به عنوان رأس اصلاحات، حاضر به انجام خيلي کارها نبود.

خود شما به عنوان مشاور، يا مشارکت بزرگ ترين حزب اصلاح طلب، فشار مي آورديد.
از چه راهي؟

از راه غير رسمي. اگر نمي شد با اعتراض، درج مقاله و در نهايت تجمعات.
نمي شد. ما قدرت نگه داشتن يک جمع را نداريم.

اگر نمي توانيد يک تجمع ساده ايجاد کنيد که بايد در مشارکت را گل گرفت.
نه، تجمع مي توانيم ايجاد کنيم، اما نمي شود کنترلش کرد. خيلي سريع منحرف مي شود.

باز هم ضعف شماست.
بله قبول دارم. اما شما نمي توانيد همه تقصيرها را گردن من بيندازيد. خود شما چه کردي؟

ما هم به اندازه خودمان کار کرديم و هزينه داديم.
بله، اما حرکات راديکال شما فضا را بهتر کرد يا بدتر؟

به هر حال، همه فهميدند که تجاوز به دانشگاه بي جواب نمي ماند.
که الان به شما مجوز برگزاري يک نشست هم نمي دهند.

البته در دولت اصلاحات هم نمي دادند. حالا از اين بحث بگذريم. چون گويا جاي مصاحبه کننده و مصاحبه شونده عوض شده است. بحثي که الان مطرح است استراتژي اصلاح طلبان است. استراتژي شما چيست؟
ما هم چنان به حرکت هاي بطئي، آرام و قانوني معتقديم.

از چه راهي؟
انتخابات.

آقاي حجاريان، در انتخابات دو مرحله نظارت وجود دارد، و نظارت اوليه هم با هيات هاي اجرايي است که الان آقاياني چون پورمحمدي، علي جنتي و يا ذوالقدر اين کار را انجام مي دهند. پس اصلاح طلبان در همين جا قلع و قمع مي شوند. اگر کسي اشتباها از اين فيلتر عبور کرد، شوراي نگهبان هست و اگر از آن جا هم رد شدند... شما چطور با اين سيکل مي خواهيد باز وارد قدرت شويد؟
به هر حال قرار نيست تا آخر دنيا مثلا من يا محمدرضا خاتمي کانديدا شويم که. مثلا در مجلس بعدي تو را کانديد مي کنيم.

ممنون. ولي همين حمايت مشارکت اثر گذار خواهد بود براي رد صلاحيت.
بله، ولي ما بايد سعي کنيم هزينه اين کار را بالا ببريم و اين هم فقط با داشتن جامعه مدني قدرتمند محقق مي شود.

پس تا وقتي که جامعه مدني قدرتمند نداشته باشيم، بايد سماق بمکيم.
نه، بايد سعي کنيم زودتر اين جامعه مدني را بسيازيم.

آقاي حجاريان، فکر نمي کنيد اشتباهات شما تحقق اين جامعه را عقب انداخت؟
مثلا؟

مثلا همين انتخابات رياست جمهوري.
چه کار بايد مي کرديم؟

بعد از رد صلاحيت معين شرکت نمي کرديد، يا اينکه در دور دوم انتخابات شرکت نمي کرديد. انتخاباتي که در دور دوم مشروعيت نداشت.
با چه تحليلي؟

اول اينکه وقتي مي شود کسي را از رده آخر بالا آورد، پس در دور دوم هم هاشمي شکست مي خورد. اين تحليل خود شما هم بود که هرکس در مقابل هاشمي باشد، برنده خواهد بود.
ما به هاشمي گفتيم نيايد، اما گوش نکرد.

اما شما نبايد از هاشمي حمايت مي کرديد.
مگر شما نکرديد؟

نه، اما اگر کسي از من مي پرسيد چه کار کنيم، مي گفتم اگر مي خواهيد حتما رأي بدهيد به احمدي نژاد رأي بدهيد.
چرا؟

که تکليف يکسره شود.
الان شد؟

مي شود.
نه، مطمئن باش که اتفاق خاصي نمي افتد.

چرا؟
چون تا ما خودمان نخواهيم چيزي عوض نمي شود.


اضافه شده توسط ماری مهرمند | ۳:۵۶ ۸۴/۱۰/۱۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر