English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


حسين كرد شبستري / وبلاگ پناهندگی
[داستان] قديما وقتي واسه يه نفر زياد حرف ميزديم و يا ميخواستيم يك مطلب طنزي را تعريف كنيم كه قدري طولاني بود ، طرف به طعنه ميگفت : اي بابا قصه حسين كرد شبستري رو داري ميگي...


اضافه شده توسط آشیل | ۱۵:۰۵ ۸۵/۸/۱۴


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر