English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


برگی از يک داستان/وبلاگ نگاه
[داستان] چند روز قبل به چند فصل از داستانی که در سال 2005 نوشته شده بود سر زدم. نويسنده بعد از نوشتن چند فصل تنبلی کرده و اين داستان ناتمام باقی مانده. تصميم گرفتم يک قسمت از اين داستان را در وبلاگم منتشر کنم(البته با اجازه نويسنده) شايد محرکی باشد که نويسنده کارش را ادامه داده و حداقل بخشی از آنرا آماده انتشار نمايد



اضافه شده توسط سیامک فرید | ۲۱:۴۳ ۸۵/۸/۱۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر