English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


دردسر هاي يك هموطن / يادداشت هاي محمد فرهمندفر
[اجتماعی] ... از این شوک خارج نشده بودم که تقریبا" اوایل اردیبهشت ، نیمه های شب ، توی خیابون اصلی یکی از شهرهای بزرگ ، یک گروه سه نفره از برادران اراذل و اوباش با تهدید و اسلحه ی خیلی سرد (!) مرا مورد لطف و عنایت خویش قرار دادند .




اضافه شده توسط farahmandfar | ۱۷:۴۲ ۸۶/۳/۱۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر