English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


پارادایس / داستان نویس بچه‌گانه
[ادبیات] پسر در را باز کرد و وارد خانه شد. همه خوابیده بودند. خسته بود. با عصا راه می‌رفت پایش را روی زمین می‌کشید. جوان بود ولی عصا به دست داشت. به زیر زمین رفت محل زندگیش. جایی که محکومیت خود را در آنجا می‌گذراند.


اضافه شده توسط bitadagon | ۰:۳۴ ۸۶/۴/۳۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر