English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


سنایی، شاعر همیشه پشیمان (بخش سوم) /آوازهای خار بیابان
[ادبیات] در بخش دوم این گفتار، به شعری اشاره‌کردم که آن را در یکی از برنامه‌های رادیو ایران، در روزهای عزاداری ماه محرم و یا ماه رمضان، شنیده‌بودم. «سنایی» آن قصیده، «سنایی» خشمگین و پشیمانی است. خشمگین بر مردمی که آن کارهایی را که او فکرمی‌کند بهترین‌است، انجام نمی‌دهند و پشیمان از آن‌که او خود، روزگاری، مانند همان مردم رفتار می‌ کرده‌است. تفکر تحمیلی، انحصارطلبانه و محکوم کردن هرنوع نگاه و اندیشه‌ی دیگر به زندگی در شعر «سنایی»، گاه جلوه‌‌های بیم‌انگیزی دارد. در این نوشتار‌ها، سرآن ندارم که شعر او را به بوته‌ی نقدبکشم. بلکه غرضم، سفری است به روزگاران کودکی و جوانسالی و به توصیف‌کشیدن گرده‌هایی که از درخت شخصیت و شعر او بر ذهن من رسوب‌کرده‌است.»


اضافه شده توسط عمو اروند | ۰:۳۷ ۸۷/۱۲/۱۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر