English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


زبان آتش؛ تصنیفی از استاد شجریان در اعتراض به کشتار مردم ایران
[شعر] تفنگت را زمین بگذار/که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن/من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-/تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن/زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست/بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید/برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار/تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید./تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده ست/چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را/به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق‌ جویی/و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-/به زور این زبان نافهم آتش‌بار
نباید جست.../اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...

اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۷:۲۷ ۸۸/۶/۱۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر