English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


واگویه‌ها
[واکنش‌ علیه اعمال خشونت ] دست‌نوشته‌های میترا شجاعی - امروز هم گذشت و تو نیامدی. چه کودکانه امیدوار بودم به زود آمدنت. شاید چون با تو هنوز کوچکم.
کارت زیبایی را که برای تولدم فرستاده بودی پیش چشم دارم و می خوانمش: "به امید بامدادی که در به روی هم بگشاییم". این بامداد چهارسالی می شود که به لطف "برادران" هنوز نیامده و من هر روز انتظارش را کشیده ام. "مادر" هم که رفت تو نیامدی.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۵:۵۴ ۸۸/۱۰/۱۵


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر