English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


عین‌القضات، متفکر و عاشق(8)
[ادبیات] تا آن‌جا که حافظه‌ام یاری می‌دهد، به یاد نمی‌آورم که پژوهشگری در نوشته‌ها و گفته‌های تحلیلی خود در ده‌ها سال اخیر، به یکی از شخصیت‌های بزرگ و اندیشمند در دوران‌های مختلف تاریخی در کشور ما اشاره کرده‌باشد و بعد گفته‌باشد که ای کاش آن شخصیت به جای زندگی‌کردن در آن دوران تاریک اجتماعی، در دوران روشن دیگری می‌زیست. می‌توان گفت که تقریباً در همه‌ی دوره‌های تاریخی، یکی بعد از دیگری، همیشه انسان‌های اندیشمند و مستقل از نظر فکری و غیروابسته به دستگاه حاکم، در تنگنای اظهار نظر، در تنگنای حرکت آزاد و تماس با همفکران و همدلان خویش بوده‌اند. این نکته، درد دیگری را نیز بدین‌وسیله در برابر ما قرار می‌دهد:«درد آزادی بیان و عدم تحملِ نه تنها مخالفان که دیگر اندیشان فکری». تقریباً می‌توان مطمئن بود که اگر عین‌القضات در زمان محمود غزنوی و یا حکومت‌های بعدتر هم زندگی می‌کرد، همان بر او می‌آمد که در زمان سلجوقیان بر وی رواشده‌بود. طبیعی است که هردوران تاریخی، ویژگی‌های معین خود را دارد. اما در هیچ‌دورانی حتی در دوران سامانیان که از آن با بیان و زبان دیگری نام برده می‌شود، نمی‌توان برخورد دیگری جز این دید که عنصر «ناشکیبایی فکری» و تعبیر «دیگراندیش» در قالب «دشمن و مخالف»، تعبیر دیگری داشته‌باشد. طبیعی‌است که در دورانی، این دشمنی به عنوان دشمنی با دین و مقدسات مذهبی تعبیر می‌شده و در دورانی دیگر به عنوان دشمنی با منافع ملی و یا «نظام پادشاهی» که انگار آن نیز یکی از مقدسات انکارناپذیر این آب و خاک بوده‌است. عین‌القضات‌های همدانی، در هردورانی که زندگی می‌کرده‌اند، همیشه کین و دشمنی شماری از «بی‌اندیشگان» قدرت‌مدار روزگار را نسبت به خود برمی انگیخته‌اند.


اضافه شده توسط بیلی و من | ۱۱:۱۱ ۹۰/۸/۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر