English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


به مفتاح (پسرعموی نیما) / دی 1307
[ادبیات] باید اعتراف کنم انسان عاجز است از اینکه همیشه درست خیال کند. علت این نادرستی گاه این است که خیال می‌کنیم درستیم. حقیقتن این حقیقت امر است. وقتی که من به این شهر آمدم تیاتر می‌دادند. یک تیاتر قدیمی از تیاترهای "مولیر" و با یک وضع دهاتی، زیرا باروفروش نه نویسنده دارد نه تیاترنویس. نه یک ارکستر که بتوان آن را ارکستر اسم گذارد. تقریبن پانصد نفر شهری و داهاتی در این تیاتر حاضر بودند. زنها هم شرکت داشتند. به علاوه‌ی حاکم و روسای شهر. این آخریها با طمطراق خود روی صندلی‌های صف اول نشسته بودند.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۷:۳۶ ۹۲/۷/۱۷


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر